محسن ناجي نصرآبادى

227

فهرستهاى خود نوشت فيض كاشانى ( فارسى )

تملّك خود را پاره پاره نموده‌اند و هر پاره را در قسمتى از سه مجلد تصحيح خويش آورده‌اند . از نسخه عقيل در جلد اول تنها به آوردن سه پاره بسنده شده است : الف ) ديباچه ب ) رباعيات ج ) ترقيمه . بررسى روش مؤلّف در تصحيح كتاب بحث فراوانى مىطلبد كه از آن مىگذريم . و به يكى از ويژگيهاى مهم نسخهء عقيل الدين حسينى مىپردازيم : در حاشيه برخى از اشعار با قلمى ديگر كلمه جمال ، جلال ، عشق و حق توسط كاتب نوشته شده و مصحّح به چند و چونى و چرايى آن توجه نمىكند و در نمىيابد كه در نسخه‌اى كه فردى دانشى چون ابن سيد ركن الدين مسعود عقيل الدين حسينى كه از فضلا و خوش نويسان عصر مؤلّف در كاشان محسوب مىشود ، هيچ نكته‌اى بدون دليل و علّت نگاشته نمىشود . اين كلمات در بعضى از صفحات نسخهء اساس ( اصلى ) مصحح نيز آمده است . با تأمّل در اين كلمات و با توجّه به تقسيم‌بندى فيض در فهرست آثارش در مىيابيم كه فيض پس از تدوين گلزار قدس در صدد بر مىآيد كه چند اثر ديگر از درون اين كتاب بيرون بكشد . به احتمال زياد فيض در هنگام مطالعه و بررسى آن با قلمى در حواشى نسخه خودش از رموزى بهره برده ( عشق ، جمال ، جلال ، حق ) تا در مرحله بعدى توسط خودش يا كاتب ديگرى بر مبناى آن رموز ، مطالب استخراج شوند ، عقيل الدين حسينى هم در نسخه‌اى كه براى خويش كتابت مىكرده ، اين رموز را در حاشيه اشعار مىآورد . آقاى فيضى در هنگام تصحيح اين رموز را از حاشيه به داخل متن مىآورد و آنها را عنوان غزل و رباعى قرار مىدهد . براى مثال در بخش رباعيات ، بر بالاى هر رباعى يكى از عناوين حق ، كمال ، جمال يا عشق قرار گرفته است . حال اگر اشعار بر مبناى اين رموز استخراج شوند آنچه در فرارويمان قرار مىگيرد چيزى نيست مگر رساله‌هاى شوق العشق و شوق الجمال . تنها يك نكته باقى مىماند و آن اينكه ، براى دو رمز " حق " و " كمال " مدخلى نمىيابيم و نمىتوانيم ادعا كنيم كه فيض شوق الحقى و شوق الكمالى داشته است . براى رفع اين اشكال ، استاد ارجمند و محقق گرانمايه نجيب مايل هروى بر اين باور است كه استعمال حق و عشق ، جمال و كمال به جهت بار معنايى