محسن ناجي نصرآبادى

45

كتابشناسى فيض كاشانى ( فارسى )

ليكن پى دلالت واماندگان بس است * نورى كه مانده باقى در رهگذار فيض از غول وهم و حس و خيال ار گذر كنى * شايد كه تو برى ، برى از شاخسار فيض آئينه بصيرت خود گر جلا دهى * از صيقل تجرّد وحدت دثار فيض شايد كه جلوه‌گر شودت آنچنان كه هست * در چار موج گرد عناصر سوار فيض بيند كسى كه نيست درو ظلمت حسد * كآب بقاست بسته لب جويبار فيض كى آرزوى باغ ارم مىكند دگر * آنكو چشيده چاشنه‌اى از ثمار فيض يا بى امان ز وسوسهء ديو و شرّ نفس * خود را اگر كشى به پناه حصار فيض يك جُزو كِش ز مدرسهء اوست عقل كل * نبود حريف معركهء كارزار فيض هر خاروگل كه هست درين بوستان ازوست * هم‌گل ، گل مرادش و هم‌خار ، خار فيض ناورده‌اى ز سجن مكان و زمان هنوز * خود را برون ، چه پرسى از راه غار فيض تا آشناى ملك تجرّد نگشته‌اى * مشكل كه ياور تو شود انتصار فيض اكنون « هدى » خلاصه اذكار اين شناس * كز روى عجز بر در احسان شعار فيض مردود قلب خويش به كف ، ناله‌ها كنى * عزّ قبول خودطلبى از عيار فيض افغان كنى و گريه و زارى و اضطراب * شايد كه بر تو رحم كند كردگار فيض در لُجّه ثنا نزنى دست و پا كه نيست * در ظرفِ حرف ، وسعت درّ بحار فيض زين و صفها كه لايق آن بارگاه نيست * خواهى به انكسار و ادب اعتذار فيض بندى زبان حمد و گشايى لب دعا * بهر دوام عاقبت روزگار فيض يا رب دوام بخش به حقّ چهار و هشت * هر سال و ماه و هفته و ليل و نهار فيض حسب الاشاره عزيزى از صاف نوشان رحيق عرفان كثّر اللَّه امثاله فى الاخوان راضى برو سياهى اين چند صفحه شد . خاك راه علما علم‌الهدى ، 1071 . اما خود فيض براى مجموعه نگاشته‌هايش سه مرتبه فهرست فراهم آورده است . فهرست نخست را در حدود سال 1067 نوشت و در آن به چهل و يك اثر خود كه تا آن سال نوشته ، اشاره مىكند . الوافى و الخطب از آخرين نوشته‌هاى او در سال 1067 در اين فهرست آمده است .