الفيض الكاشاني
57
هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى )
همه ذرات از مه تا به ماهى * به وحدانيّتش داده گواهى همه اجزاى كون از مغز تا پوست * چو وا بينى دليل وحدت اوست * * * كفر و دين هر دو در رهش پويان * « وحده لا شريك له » گويان درِ سيّم : در تنزيه حق - عزّ و علا - از آنچه جلال او را نسزد و نشايد ، و ستايش او به آنچه جمال با كمال او را زيبد و بايد چون همه چيز آفريدهء اوست و آفريده نشايد كه مساوى آفريننده باشد ، نه در ذات ، و نه در صفات ؛ پس او را نه مثل باشد و نه مانند ، و نه همتا و نه نظير « 1 » ؛ « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ » « 2 » . هر چه هست آفريدهء اويست « 3 » * بنده در بند آفريننده است پس كجا بندهاى كه در بند است * لايق شركت خداوند است و چون او به خودى خود تمام و كامل است و قدرت او همه امرى را شامل است ، چرا كه قوّت آفرينش او همه را حامل است ، پس او را نه مددكارى است و نه ظهير « 4 » ، و نه معاونى است و نه نظير ؛ « لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ
--> ( 1 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « نه همتا و نظير » . ( 2 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « و اين به سبب آن است كه خداى حق است و آنچه غير از او مىخوانند باطل ، و به سبب آن است كه خداست كه بلند است و بزرگ » . لقمان ، آيهء 30 . ( 3 ) . نسخهء « م » و « ث » : « اويند » ؛ نسخهء « خ » : « اوست » . ( 4 ) . يار و مددكار .