الفيض الكاشاني

53

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى )

تو نبودى و پيدا شدى ، و يقين مىدانى كه خودت را خود از نيست به هست نياوردى ؛ چرا كه در حال نيستى خود نبودى ، پس چگونه نقش خود « 1 » نمودى . و در زمان هستى ، خود بودى پس چه قدرتى « 2 » به‌كار فرمودى « 3 » . و مثل تو نيز تو را و خود را هستى نتواند داد ؛ چرا كه سخن در آن « 4 » مثل سخن در توست ، و آن « 5 » نيز عاجزى است بى مراد . بى مراد تو شود ريشت سفيد * شرم دار از ريش خود اى كج اميد « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ » « 6 » . تأمل كن در امرى كه بر آن عزم نمودى « 7 » و سعى بسيار در تحصيل آن به‌كار فرمودى و آخر آن به فعل نيامد . و بدان كه اگر امر در دست تو مىبود آن امر مىشد و به وجود مىآمد ، پس كار در دست ديگرى است و مدبّر امور از تو « 8 » عالىترى است ؛ « أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ » « 9 » .

--> ( 1 ) . نسخهء « م » و « ث » : « خود را » . ( 2 ) . نسخهء « خ » و « ث » : « چه قدرت » . ( 3 ) . نسخهء « م » : « نمودى » . ( 4 ) . نسخهء « ث » و « م » : « او » . ( 5 ) . نسخهء « ث » و « م » : « او » . ( 6 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « به درستى كه آن‌هايى كه شما مىخوانيد و مىپرستيد به غير از خداى ، به حق هرگز نمىآفرينند مگسى را و اگر چه همه جمع شوند و مدد يكديگر كنند ، و اگر مگسى از ايشان چيزى بربايد و خواهند از او باز پس گيرند نتوانند . ضعيف و ناتوان است هم طالب و هم مطلوب ؛ يعنى هم ايشان و هم مگس » . حج ، آيهء 73 . ( 7 ) . نسخهء « م » : « در امرى كه عزم بر آن جزم نمودى » . ( 8 ) . نسخهء « م » و « ث » : « از مثل تو » . ( 9 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « به درستى كه خداى تعالى حائل و حجاب مىشود ميان بنده و دل او » . انفال ، آيهء 24 .