الفيض الكاشاني
25
هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى )
رسائل كه ارائه بحثها به دور از استدلالهاى خشك - حتى در رسائل فهقى - است ، اقتضا مىكند كه نويسنده ، مخاطب خويش را در راههاى پرپيچ و خم استدلالهاى فلسفى رها نكند و راهى هموار فرا ديد او بگشايد همان گونه كه در رسالههاى فقهى نيز راه را بر خواننده آسان مىسازد . علّامه فيض ربّانى با بيان نظم حاكم بر هستى و نيز فطرت خداجوى آدمى كه درمىيابد : او خود خويشتن را نيافريده است پس نيازمند آفريدگارى هست و نيز با اشاره به برهان نهفته در اين كلام بلند امام على عليه السلام : « عَرَفَتُ اللَّهَ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ » و نيز برهان نياز انسان در مشكلات و دشوارىها به نيرويى ماورايى و قدرتى لايزال به اثبات وجود خدا مىپردازد . « در » دوم پيرامون اثبات توحيد و يگانگى حق سخن مىراند و برهان بر اين نكته را از آيه « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » استخراج مىكند . « در » سوم پيرامون صفات جمالى و جلالى خداوند بر اساس آيات و روايات بحث و بررسى مىكند . « در » چهارم درباره نبوت و رسالت بر اين مبنا كه انسانها نيازمند رابطه و واسطه بين خود و خداوند هستند گفت و گو مىكند . « در » پنجم را به روى موضوع وصايت و ولايت مىگشايد و ضرورت نياز به امام را بر اين اساس كه شريعت اسلام نيازمند نگاهبان است گوشزد مىكند . « در » ششم در معاد و ضرورت پاداش به كارهاى پسنديده و ناپسند انسانهاست . بينش فيلسوفانه علّامه فيض از اين رساله به ويژه در بحث معاد به خوبى آشكار است . اشاره او به بحث حركت استكمالى نفس و نيز بيان دوئيت و جدايى نفس و بدن و نيز مسأله مشهور فلسفى « وحدت نفس » و اشاره به بدن جسمانى و بدن روحانى و طرح مسأله خلقت بدن روحانى از بدن جسمانى كه شايد اشاره به مبناى استاد او آخوند ملاصدراى شيرازى در مكتب حكمت متعاليه در مسأله معاد جسمانى باشد ،