جمعى از نويسندگان
40
يادنامه طبرى ( فارسى )
نيست ، و يا هر دو از اوست اما گرفتار دوگانگى در رأى و يا تأويل حديث غدير شده است ؟ اين مطلب جاى بسى تأمل دارد و بايد محققان پرده از روى اسرار آن با مطالعهء آثار و افكار و آراء طبرى بردارند . طبرى و تأسيس مذهب يا تجديد و بازسازى دين طبرى در قبال مذاهب اربعهء اهل سنت مكتبى را به عنوان شاخهاى ديگر و يا مذهب پنجم تأسيس كرد كه پيروانى به نام « جريريه » براى خود يافت . 26 در تأييد اين مطلب نمونههايى از گفتههاى دانشمندان را دربارهء مذهبسازى طبرى مىآوريم كه در پارهاى از آنها به همين نكته تصريح شده و در پارهاى ديگر بدان اشارت رفته است مبنى بر اينكه او داراى مذهب خاصى در فقه بوده است : خطيب بغدادى از ابى بكر [ بن بالويه يا ابن كامل ] آورده است كه مىگفت : « طبرى يكى از علماى پيشرو و رهبران دينى بود . او به خاطر فضل و معرفتش طبق نظر خود حكم مىكرد و به رأى شخصى خوش متّكى بود » . و نيز همو گفته است : « طبرى را در اصول و فروع فقه و كتب و آثار فراوانى است و او را گزينشى است از آراء فقها و متفرّد در مسائلى است كه از او به جاى مانده است » . 27 اگرچه طبرى در كتاب اختلاف علماء الأمصار اقوال فقها يعنى مالك و اوزاعى و ثورى و شافعى و ابو حنيفه و ابو يوسف و محمد بن حسن شيبانى و ابراهيم ابن خالد را آورده اما نظر شخصى خود را در آن ياد نكرده است . 28 بلكه در مورد رأى خاصّ فقهى خود كتاب اللطيف را ساخت . 29 اما دربارهء كتاب اللطيف يا لطيف القول فى احكام شرايع الاسلام - كه الخفيف فشردهاى از آن است - ياقوت حموى گفته است : « اين كتاب كه سراسر فراوردهء مذهب فقهى و آراء شخصى طبرى در فقه و پايگاه اتكاء و استناد اصحاب و پيروان اوست از نفيسترين كتابهاى طبرى و بلكه نفيسترين كتب فقها ، و برترين امّهات مذاهب و استوارترين آثار مدوّن به