جمعى از نويسندگان

22

يادنامه طبرى ( فارسى )

مثلا مذهب طبريهء وى كه حاصلى از نظرات فقهى طبرى بود خيلى زود پس از مرگ او از ميان رفت . طبرى در تاريخ موفقيت بزرگى به دست آورد و با همهء خرده‌اى كه ممكن است بر كار وى گرفته شود كارى بس بزرگ انجام داده است . شايد آنچه كه نقادان بر آن اصرار دارند ، وقايع‌نگارى وى است و اين همان است كه او از ابتدا در مقدمهء كتاب تاريخ خواننده را از آن بر حذر داشته است ؛ چرا كه خود او مىگويد : اگر خوانندگان به برخى داستانها و قصه‌ها برخورد كردند كه با عقل سازگار نيست بر من خرده نگيرند زيرا من در روايات استنباط عقلى نمىكنم و آنچه را كه شنيده‌ام در كتاب آورده‌ام . اگرچه اين خود جاى بحث دارد اما بايد به زمان مراجعه كرد و همهء شرايط ، حتى سبك نگارش تاريخ و تفسير و غيره ، را مورد بررسى قرار داد ؛ آنگاه به قضاوت نشست . چه ، در آن زمان خيلى از مسائل كه اينك پس از يازده قرن كاملا آشكار شده است بر همه پوشيده بود . و چه كسى مىتوانسته جسارت كند و كلماتى از آنچه را شنيده است ، انكار كند ؟ اين جرأت به تدريج در راويان حديث و اخبار قوت گرفت ، ولى به هر حال ، آيا بهتر نيست به جاى پرداختن به ديروز و امروز از هم اينك به فكر فردا باشيم ؟ ما در زمانى زندگى مىكنيم كه رسانه‌هاى گروهى كه يكى از مهمترين عوامل استعمار و استثمار جديد هستند و محكمترين سند تاريخى نيز خواهند بود ، دست‌اندركار تلقين فريبها و وارونه جلوه دادن حقايق و واقعيات تاريخىاند و آينده را به طور كامل از حقيقتها بىخبر خواهند گذاشت . در اينجا ديگر از تقواى مشابه طبرى هم خبرى نيست كه در ابتدا بگويد من هر چه شنيده‌ام نوشته‌ام . بلكه ، برعكس ، اينان حتى در خيالبافيها نيز تبليغ واقعى بودن مىنمايند . اگر تا ديروز مورخان خودفروخته پادشاهان ظلم و جور را حكامى عادل جلوه مىدادند ،