جمعى از نويسندگان
64
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى )
محدث قمى رحمه الله و لذّت بردن از نام و ياد و آثار او ، هنگامى كه كلاس سوم ابتدايى را تمام كردم ، آتش عشق و علاقهء شديد به عالم دينى شدن در وجودم زبانه كشيد و براى ورود به حوزه روزشمارى مىكردم . به ياد دارم كه به برادر بزرگم حاج ميرزا محمد ، گفتم : مىخواهم بروم قم و طلبه شوم كه او گفت : بايد چند سال ديگر درس بخوانى تا بتوانى به قم به روى ! خداوند متعال را سپاس كه توفيق داد در اواخر تابستان 1356 ش ( اوايل شوّال 1397 ق ) ، به همراه برادر گرامى و فاضل جناب حاج شيخ على مختارى ( أيدهالله تعالى ) وارد قم و در مدرسهء مرحوم آيةالله گلپايگانى ( سقىالله ثراه بوابل الغفران ) مشغول تحصيل شوم كه با مشكلات زيادى همراه بود ؛ مشكلاتى كه بخشى از آن ناشى از سوء مديريت متوليان امر بود ؛ به طورىكه پس از آنكه يك سال در مدرسهء مرحوم حاج ملا صادق با برادرم يك حجره داشتيم ، در سال دومِ طلبگىام به من اجازهء سكونت در آن مدرسه را ندادند ؛ در حالىكه حجرهء مذكور خالى بود . از اين رو ، مجبور شدم در خانهاى استيجارى در خاكفرج قم ، پشت بيمارستان مرحوم آيةالله گلپايگانى ، كه مرحوم آيةالله حاج شيخ مرتضى حائرى ( نوّرالله مرقده ) اجاره كرده بود ، سكنا گزينم و بسيارى از شبهاى برفى زمستان را با خوف و هراس و تنها ، در آن خانه به سر آورم . و الحمد للّه سبحانه . در همان سال اوّل طلبگى ، كتاب ارزندهء حاج شيخ عباس قمى مرد تقوا و فضيلت اثر نويسندهء نامى و پركار و با سابقه ، حاج شيخ على دوانى ( دامت افاضاته ) ، به دستم رسيد كه تازه منتشر شده بود . اين كتاب با حجم كوچكش بسيار مورد توجه و علاقهام واقع شد و چند بار آن را مطالعه كردم و بسيار آن را ترويج مىكردم و باعث شد بيشتر با محدّث قمى رحمه الله آشنا شوم . همينجا بايد از نويسندهء مكرّم آن ، حضرت آقاى دوانى ،