جمعى از نويسندگان

55

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى )

از اين رو عده‌اى علاقه‌مند بودند كه لااقل فريضهء خود را با او به جا آورده و به همين اندازه از فيض وجودش بهره‌مند شده باشند . يكى از عادات اين مرد شريف اين بود كه اغلب اوقات فريضهء خويش را در مساجد متروكه به جا مىآورد . اتفاقاً به محض اطلاع مردم ، روز به روز بر كثرت جمعيت افزوده مىشد تا به حدى كه آن مسجد مورد علاقهء مردم و به دست عده‌اى برومند تعمير مىگرديد . پس از انجام مقصدش ديگر به نماز در آن مسجد حاضر نشده و مسجدى ديگر انتخاب و خود بدون اطلاع احدى چند نوبت اداى فريضه‌اى را در آنجا ادامه مىداد ، پس از چند روزى مردم مطلع و از راه‌هاى بسيار دور براى درك نماز با ايشان به آن مسجد مىشتافتند و به اين سبب مساجد مخروبه معمور مىشد . و هر زمان جمعيتى وافر در نماز خود مشاهده مىكرد و يا به واسطهء كثرت جمعيّت مكبّرى تكبير مىگفت . پس از آن روز ديگر ، به نماز حاضر نمىشد و پيوسته مراقب احوالات خود و از مردم گريزان بود و شب و روز به وظايف خود اشتغال و اهمّ آن را تأليف و تصنيف كتب مىدانست كه كارهاى ديگر را مانع از آن قرار نمىداد . از درك فيض منبر و مواعظ و نصايح ايشان عموم طبقات استفاده مىبردند . قاطبهء اهل علم شايق به درك منبر او و استفادهء از كلماتش بودند . خودِ اين بنده از ملازمين منبر ايشان بوده و مطالبى را كه بر منبر مىفرمود از نظرم محو نمىشد . بعضى از كتب مؤلفهء خود را به حقير مرحمت مىكرد تا براى خودم استنساخ نمايم . كثرت علاقه و الفتى كه بين ايشان با والد بزرگوارم آقاى حاج شيخ احمد آخوندى ( ادام اللَّه بركات وجوده ) بود سبب شد كه ايشان را تشويق نمود ، من و برادر عزيزم آقاى آشيخ على ( دام إفضاله ) را كه تا به حال در نجف اشرف مشغول به تحصيل است براى ادامهء تحصيل به آن روضهء مقدّسه روانه نمايند و ايشان هم به نجف اشرف