جمعى از نويسندگان
38
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى )
تواضع و فروتنى از تواضع بزرگوار شوى * وز تكبر ذليل و خوار شوى محدث بزرگوار ما وقتى در كتاب ارزندهء فوائد الرضويه ( كه شرح زندگانى علماى شيعه مىباشد ) به نام خودش مىرسد ، چنين مىنگارد : همانا چون اين كتاب شريف ، در بيان احوال علماست ، شايسته نديدم كه ترجمهء خود را - كه احقر و پستتر از آنم كه در عداد ايشان باشم - در آن درج كنم . از اين رو از ذكر حال خود صرف نظر كرده ، اكتفا مىكنم به ذكر مؤلفات خود . اين است تواضع انسانى كه آثار زيبا و جالب و عميقش بيش از نيم قرن است مورد استفاده خاص و عام مىباشد « 1 » . صفا و اخلاص او در اواخر عمرش شخصى از همدان به نجف اشرف آمده و در منزل ايشان او را ملاقات كرد . در ضمنِ صحبت از زندگى شخصى وى سؤال كرد ، حاج شيخ عباس واقعيت را بيان كرد . آن شخص در موقع رفتن مبلغى پول به ايشان داد ولى محدث نپذيرفت ، هرچه اصرار كرد قبول ننمود . پس از رفتن فرزندش گفت : پدر ! چرا نپذيرفتيد ؟ جواب داد : « گردنم نازك و بدنم ضعيف است ، طاقت جواب خدا را در قيامت ندارم . » سپس داستان امير مؤمنان عليه السلام در شب نوزده رمضان را بيان كرد كه آن حضرت خطاب به دخترش ام كلثوم فرمود : دخترم ! براى من در يك طبق دو نوع خورشت حاضر كردهاى ؟ مگر نمىدانى كه من تابع برادر و پسر عموى خويش رسول خدا صلى الله عليه و آله هستم ، دخترم ! هر كس خوراك و پوشاك او در دنيا نيكوتر باشد
--> ( 1 ) . سيماى فرزانگان ، ص 308 .