قادر فاضلى
44
قرآن از زبان قرآن ( فارسى )
اين گونه نگرش به مرگ و زندگى ، مسلمان را عاشق مرگ نموده و زبان حالش چنين است كه ، آزمودم مرگ من در زندگى است * چون رهم زين زندگى پايندگى است اقْتُلونى اقْتُلونى يا ثِقات * انَّ فى قَتْلى حَيِاتٌ فِى الْحَياة « 1 » تو مكن تهديدم از كشتن كه من * تشنهء زارم به خون خويشتن ظاهرش مرگ و به باطن زندگى است * ظاهرش ابتر نهان پايندگى است از رَحِم زادن جنين را رفتن است * در جهان او را ز نو بشكفتن است آنكه مردن پيش جانش تهلكه است * حكم لاتلقوا بگيرد او به دست چون مرا سوى اجل عشق و هواست * نهى لاتُلْقوُا بِايْديِكُم مراست ؟ ! « 2 » اينكه مىبينيم در جوامع بشرى بيشترين انقلابات در ملل اسلامى بوده است به دليل نوع نگرش قرآن به مسأله مرگ و زندگى است . خوشبختى پيروان قرآن در عمل به قرآن است . قرآن زندگى در اسارت و سيطره ظلم را جايز نمىداند . قرآن پيروان خود را به زندگى در نور و خروج از تاريكى دعوت مىكند . از نظر قرآن هر كه آدمى را به غير نور بخواند طاغوت است و مسلمان حق ندارد با طاغوت همراهى كند همراهى با طاغوت مساوى خروج از دين و خروج از ولايت الهى است . اللَّهُ وَلىُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النُّورِ وَالَّذينَ كَفَرُوا اوْلِيائُهُم الطَّاغُوتُ - يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ الَى الظُّلُماتِ اولئِكَ اصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ . « 3 »
--> ( 1 ) - مثنوى دفتر سوم ، تصحيح رمضانى ، ص 198 ( 2 ) - همان ، دفتر ، اول ، ص 76 ( 3 ) - البقره 257