قادر فاضلى

107

قرآن از زبان قرآن ( فارسى )

نمىشود دست برداشت . اصل خود جذبست ليك اى خواجه تاش * كار كن موقوف آن جذبه مباش زانك ترك كار چون نازى بود * نازكى در خوردِ جانبازى بود نه قبول انديش نه ردّ اى غلام * امر را و نهى را مىبين مدام مرغِ جذبه ناگهان پرد زعش * چون بديدى صبح شمع آنگه بكش چشمها چون شد گذاره نور اوست * مغزها مىبيند او در عين پوست بيند اندر ذرّه خورشيد بقا * بيند اندر قطره كلّ بحر را « 1 » 20 - برهان برهان بيانى است براى ثبوت حجيّت يك شىء و محكمترين دليلى است كه صادق بودنش ابدى است و دروغ و بطلان در آن راه ندارد . « 2 » قرآن خود را برهان معرفى كرده و مىفرمايد : يا ايُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهنٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ انْزَلْنا الَيْكُمْ نُوراً مُبيناً « 3 » اى مردم تحقيقاً دليل قاطع از سوى خدايتان برايتان آمده است . و بر شما نورى آشكار نازل كرده‌ايم . قرآن چون برهان است لذا وجودش فى نفسه موجب ثبوتش هست . از اينرو نيازمند دليل و حجت ديگرى نيست تا بواسطه آن ، حقانيت خود را اثبات كند . بلكه نفس وجود قرآن با همهء آيات و حقايق موجود در آن نه تنها دليل بر اثبات حقانيت خود است بلكه موجب اثبات حقايق ديگر نيز مىباشد . همانگونه كه برهان و دليل منطقى ، براى اثبات امور برهانى است نه خود برهان . زيرا برهان

--> ( 1 ) - دفتر ششم ، ابيات 1477 تا 1483 ( 2 ) - مفردات راغب ، ص 45 ( 3 ) - نساء 174