عزت الله مولايى نيا همدانى
80
نسخ در قرآن ( فارسى )
منتقل نمود » . لغتشناس معروف و ميداندار علوم قرآنى « راغب اصفهانى » نيز « نسخ » را به همين دو معنا تفسير كرده و ديگر معانى را بدانها برگردانيده است « 1 » . و ديگر محققين واژههاى قرآنى ، اكثرا خوشهچين خرمن « راغب » مىباشند . برخى از نويسندگان علوم قرآنى و تفسيرى ، معناى « نسخ » را تنها در يكى از معانى سهگانه خلاصه كرده و ديگر معانى را از لوازم آن دانستهاند « 2 » به نظر اينان اصل بنيادين در معناى واژه « نسخ » همان « ازاله » بوده و قيود ديگر در شرح و تفسير اين واژه را تأثيرپذيرى از تعاريف متشرعه بويژه اصطلاحات قرآنى و حديثى مسلمانان بوده و تعريفهاى اصوليان و قرآنشناسان و تفسيردانان با عنايت به اصل معناى لغوى « ازاله » انجام گرفته است و گروه ديگر را انديشه بر آن است كه اين واژه در اصل نخستين به معناى نقل و انتقال و تحويل و تحول است ، خواه نقل خود ذات چون نقل سايه توسط آفتاب و يا تصوير چيزى از جايى به جاى ديگر انتقال يابد مانند : صورتبردارى و نسخهبردارى از نوشتارها « 3 » و غيره .
--> ( 1 ) حسين بن محمد راغب اصفهانى ، ( ت 502 ه . ق ) ، مفردات الفاظ القرآن ، به كوشش محمد سيد گيلانى ، نوبت و تاريخ چاپ ندارد ، تهران : مكتبة مرتضوية ، ص 490 ماده « نسخ » . و نيز ر . ك : سيد على اكبر قرشى ، قاموس قرآن ، ج 7 ، نوبت چاپ ندارد . تهران ، دار الكتب الاسلاميه 1354 ه . ش 53 . وى معناى « نسخ » را منحصر در « ازاله » دانسته و اقوال و آراى دانشمندان ديگر را متأثر از قيود تعريف اصطلاحى متشرعه دانسته و دور از حقيقت معرفى مىكند . و نيز ر . ك : فخر الدين طريحى نجفى فقيه و محدث ، مجمع البحرين ، الربع الثالث ، چاپ دوم به كوشش سيد احمد حسين و برگردان محمود عادل ، ايران دفتر نشر فرهنگ اسلامى 1408 ه . ق ، ص 302 ماده « نسخ » . و طريحى يكى از فرزانگان بىنظير شيعه و لغتشناس معروف جهان اسلام است . وى در 1085 ه . ق درگذشت . كتاب وى بر اساس ترتيب حرف آخر كلمه چينش داشته است و محمود عادل آن را بر حسب حرف اول كلمه برگردانيده است . ( 2 ) ر . ك : سيد على اكبر قرشى . ( 3 ) ر . ك : محمد رشيد رضا ، تفسير المنار ، ج 1 ، نوبت دوم ( افست ) تاريخ چاپ ندارد ، بيروت - لبنان : دار المعرفه ، صص 413 - 415 . به نقل از اهل لغت اين تفسير را رشيد رضا دانشمند ، انديشمند مصرى از پاى درس شيخ محمد عبده ، مفتى بزرگ مصر نوشته است و تنها تفسيرى است كه در عالم اهل سنت و جماعت ، بين معقول و منقول جمع كرده و با قلمى شيوا و استدلالى و وزين به نگارش درآمده است . و لكن كار تفسير كل قرآن به پايان نرسيده و با پايان يافتن عمر