عزت الله مولايى نيا همدانى
425
نسخ در قرآن ( فارسى )
منسوخ به ناسخ نيفتادهاند . و ليكن اين گروه از يك مسأله بسيار مهم كاملا غافل و محجوب ماندهاند و آن روايات مسلم و قطعى نهج البلاغه امير المؤمنين - عليه السّلام - است كه ضمن بر شمردن انواع علوم قرآن ، ناسخ و منسوخ قرآن را در برابر محكم و متشابه و عام و خاص و مطلق و مقيد و . . . « 1 » مطرح فرموده كه هيچ راهى ديگر براى تأويل ناسخ و منسوخ به محكم و متشابه و يا تخصيص و امثال آن نمىماند و بحث و بررسى در مورد دعاوى « نسخ » در قرآن را به مجال ديگرى نهاده و نتايج برگرفته از اين مباحث را بر شمرده و پيشنهادهاى خويش را مبنى بر ره يافت ، تحقيقى به سوى مباحث حياتى دانشهاى قرآنى ، ارائه مىنماييم . نتايج بررسيهاى گذشته از مباحث مطروحه در اين نوشتار ناچيز ، نتايج زير حاصل آمده و هر كدام به نوبهء خود مىتواند پايه و مبناى تحقيقات و تلاشها و كاوشهاى علمى جديدى در حوزهء دانشهاى قرآنى قرار بگيرند : 1 - در پرتو بررسيهاى اين نوشتار ، نتيجه گرفتيم كه پديدهء « نسخ » در آيات قرآنى ، به دليل آنكه تنها در عرصهء تشريعات قرآن ، چهره مىنمايد ، داراى اهميت و ارزش حياتى براى دانش ارجمند فقه مىباشد و چون دانش پويا و گرانقدر « اصول فقه » در مورد حجيت ادلهء « فقه » ميداندارى مىنمايد ، در حوزهء آن نيز يك مسأله بسيار بسيار سرنوشتساز و مهمى تلقى مىگردد و چون ميداندار اصلى چنين مسائلى ، در حقيقت دانش اصيل و ريشهاى « كلام » مىباشد ، از اين جهت يك مسأله بسيار مهم و تعيين كنندهء علم كلام است ، بنابراين ، دانش « ناسخ و منسوخ » داراى ارزش فوق العادهاى بوده و ضرورت بحث و بررسى آن از منظر عقل و دين ، بديهى و
--> ( 1 ) ر . ك : به فصل اول از بخش نخستين همين كتاب ( اهميت و ارزش نسخ ) .