عزت الله مولايى نيا همدانى

414

نسخ در قرآن ( فارسى )

احكام قرآنى را كه با منافع و اهواى آنان وفق نمىداد . و شايد آيهء : وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ « 1 » ؛ « و اگر پس از دانشى كه بر تو رسيده [ باز ] از هوسهاى آنان پيروى كنى ، در برابر خدا هيچ دوست و حمايتگرى نخواهى داشت » ، ناظر بر همين مطلب باشد . و شايد هم منظور امور ديگر ( امور نهگانه ) باشد . در هر صورت ، آيهء كريمه ، گر چه ذو وجوه است اما معناى اخير ، نسخ برخى از احكام قرآن با توجه به نظريهء بسيارى از مفسرين و پژوهشگران قرآنى و سياق آيه ، احتمال بيشترى دارد « 2 » . دليل چهارم فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيراً « 3 » . « پس به سزاى ستمى كه از يهوديان سرزد و به سبب آنكه [ مردم را ] بسيار از راه خدا باز داشتند ، چيزهاى پاكيزه‌اى را - كه بر آنان حلال شده بود - بر آنان حرام كرديم » . وجه دلالت اين كريمه بر وقوع نسخ در قرآن ، قوى نيست ، تنها از باب تنظير قابل بحث است ؛ زيرا بر پايهء اين آيه ، امورى بر يهوديان پيشتر از سوى پروردگار عالم حلال شده بود و بر اثر عواملى از جمله ستمگرى و بازداشتن مردم از راه خدا و رباخورى و به ناروا مال مردم خوردنشان ، آن امور حلال نسخ شده و برايشان حرام گشت . و از جملهء « احلّت لهم » معلوم مىگردد كه حكم نخستين نيز حكم تشريعى الهى بوده و نسخ گرديده است و نه از اباحه و برائت اصليهء اوليهء اصولى . پس از آيه با صراحت كامل استفاده مىگردد كه برخى از احكام تورات نسخ شده

--> ( 1 ) رعد : 37 . ( 2 ) ر . ك : على حسن عريض ، پيشين ، ص 107 . ( 3 ) نساء : 160 .