عزت الله مولايى نيا همدانى

411

نسخ در قرآن ( فارسى )

دليل سوم يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ « 1 » . محو كردن چيزى عبارت است از نابود ساختن و از بين بردن آثار آن ؛ چنان كه فرمود : وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ « 2 » « . . . خدا باطل را محو و حقيقت را با كلمات خويش پابرجا مىكند . . . » يعنى آثار باطل را از بين برده و آثار حق را استوار مىسازد . بنابر اين ، « محو » با « نسخ » ، همسو و قريب الافق‌اند ؛ چرا كه نسخ هم به معناى محو آثار شىء است . واژهء « محو » در اين « آيه » در برابر اثبات قرار داده شده است و اثبات عبارت از آن است كه اشيا را آن طور كه هست ، بدون هيچ‌گونه تغيير و تبديلى ، تثبيت گردد ، هرگز دستخوش تغيير نگردد . بنابراين ، « محو » همان زايل نمودن آثار چيزى است كه استقرار و ثبات داشته است . و با عنايت به ذيل آيهء وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ، ام الكتاب و ( لوح ازلى ) تنها در نزد او و در انحصار اوست . به اعتبار آنكه هر چه در ام الكتاب هست ، آيه و نشانهء خداست . پس بنابراين ، پيوسته آيه‌اى محو مىگردد ، و آيه‌اى اثبات ، چنان كه در آيهء : ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها . . . بدان اشاره رفته است « 3 » . فشردهء مضمون آيهء « محو و اثبات » اين است كه خداوند براى همهء اشياء و اوقات و اجال ، كتابى [ قضا و تقدير و حكم معيّنى ] قرار داد . كه هرگاه بخواهد و هر آنچه را كه بخواهد و مصلحت بداند « محو » كرده و هر آنچه را كه مصلحت بداند ، اثبات مىنمايد ، حالا چه كتب آسمانى باشد و چه احكام شرايع اديان كهن و چه

--> ( 1 ) رعد : 39 . ( 2 ) شورى : 24 . ( 3 ) اين نظريهء علامهء طباطبائى - قدس سرّه - بود كه در مورد آيهء « ما ننسخ . . . » پيشتر متعرض شديم ، بنابر مبناى وى آيهء « نسخ » همهء عالم را به صورت گسترده فراگير است و اختصاصى بر « نسخ » احكام فرعى جزئى شرعى قرآنى ندارد ، بلكه نسخ در قلمرو آيات قرآنى نيز ، يكى از مصاديق آن مىباشد . و به دليل آيات ديگر نسخ حمل بر نسخ آيه قرآنى مىگردد .