عزت الله مولايى نيا همدانى
406
نسخ در قرآن ( فارسى )
و امثال ذلك وقتى ثابت شد كه مراد از « آيه » « همان آيهء قرآنى معروف است ، وقوع « نسخ » در حوزهء قرآنى اثبات مىگردد و ما از اين رهگذر مىتوانيم نظريهء كسانى كه « آيه » را در هر دو « آيه » « 1 » حمل بر شرايع آسمانى كهن كردهاند مانند شيخ محمد عبده و پيروانش ، نقد كرده و اثبات كنيم كه مراد ، از آن ، همان آيات قرآنى و منظور از نسخ هم « نسخ » برخى از آيات قرآنى است . بنابراين ، « نسخ » در قرآن واقع شده و آن هم دليل بر جواز عقلى آن در حوزهء اديان آسمانى مىباشد و اين معنا هرگز قابل انكار نيست « 2 » . نتيجهء بررسى بنابراين ، بدين نتيجه مىرسيم كه نسخ در حوزهء قرآنى واقع شده و از منظر عقل نيز جايز است ؛ چرا كه وقوع ، خود دليل بر جواز عقلى آن است . مراد از آيه ، همان معناى معروف و مشهور مصطلح قرآنى است نه معناى ديگر ، از قبيل ، آيات آفاق و انفس و يا شرايع و يا معجزات انبيا . منظور از « نسخ » همان نسخ مصطلح است ، نه اعم از آن و « بداء » و امور ديگر چنان كه برخى از اعاظم ، استظهار كرده بودند ، چرا كه استعمال يك لفظ در پيشتر از يك معنا لازم مىآيد و آن هم بالاجماع ناصحيح است . اگر « نسخ » و يا آيه بدون قرينه به كار رود ، در حوزهء قرآنى همان معناى اصطلاحى مراد است و نه غير آن . تفسير « آيه » بر دلايل نفسانى علمى و يا معجزات انبيا درست نيست ؛ چرا كه با سياق آيات و لحن آن ناسازگار مىباشد . هر دو آيه با ادات شرط ادا شده و در مورد « اذا » كه دال بر وقوع قطعى است و در
--> ( 1 ) آيهء وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً . . . و آيه : ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ . . . . ( 2 ) ر . ك : على حسن العريضى ، صص 98 - 103 ، با توضيح و تفسير لازم از نگارنده و نقد برخى از نظرات .