عزت الله مولايى نيا همدانى
387
نسخ در قرآن ( فارسى )
كريم برمىگردد . خواه مطلق قرآن و خواه به اعتبار اشتمال آن بر تشريعات نسخى « 1 » ( آيات ناسخ و منسوخ ) . 8 - مفسرين اسلامى بلكه اكثر پژوهشگران قرآنى در تفسير آيهء إِذا بَدَّلْنا آيه را به نسخ آيهاى توسط آيهء ديگر تفسير كردهاند ، مانند طبرى به نقل از مجاهد ، قتاده و سدّى « 2 » و ديگر مفسران فريقين ، بنابراين ، آيهء كريمهء إِذا بَدَّلْنا دلالت صريح دارد بر وقوع « نسخ » در حوزهء تشريع قرآنى چه رسد بر جواز عقلى آن و اكثريت قريب به اتفاق پژوهشگران اسلامى بر آن اجماع دارند . جز گروه ابو مسلم اصفهانى كه شايد تعدادشان به شمارهء انگشتان نرسد . لفظ آيه ، در اين كريمه دو بار تكرار شده و در هر دو ، مراد از آن آيت قرآنى است ، آيات احكامى كه در مقام تشريع قوانين اسلامى فرويش يافته و مراد از تبديل همان « نسخ » اصطلاحى است و هر يك از « ناسخ و منسوخ » از سوى شارع حكيم جهت تحقق بخشيدن به مصالح بندگان ، در خود شريعت اسلام ، يعنى قرآن تشريع شده است و معيار اين تبديل در حكم ، مصالح و حكمتى است كه با هر يك از « ناسخ و منسوخ » مرتبط بوده و به صرف تبديل مصلحت و شرايط حكم منسوخ ، حكم ناسخ كه داراى مصلحت متناسبى است ، فرويش يافته است . بنابراين ، اين آيه دليل بسيار روشنى است بر اينكه خداى عالم برخى از احكام ثابت ، پيوسته ، استمرارند و مطلق همين شريعت را « نسخ » فرموده و به جاى آن حكم ديگرى را صادر فرموده است ؛ يعنى در قرآن كريم نخست آياتى فرود آمده كه از ازل براى خداوند مشخص بود كه اين حكم موقتى و امددار است . ولى بنابه مصلحتى به صورت مطلق تشريع شده و آنگاه در پايان امد آن ، آيات ناسخ ، نازل شده و نسخ آنها را اعلام نموده است ، همين كه چنين پديدهاى در عرصهء آيات قرآن ، ظهور كرد مشركان از روى جهل و نادانى ، رسول گرامى اسلام را به كذب و افترا متّهم
--> ( 1 ) ر . ك : علامه طباطبائى ( ره ) ، همان ، ص 346 . ( 2 ) ر . ك : على حسن العريضى ، همان ، 86 .