عزت الله مولايى نيا همدانى
384
نسخ در قرآن ( فارسى )
« و نيك مىدانيم كه آنان مىگويند جز اين نيست كه بشرى به او مىآموزد [ نه چنين نيست ، زيرا ] زبان كسى كه [ اين ] نسبت را به او مىدهند ، غير عربى است و اين [ قرآن ] به زبان عربى روشن [ و مبرهن ] است » . آن كسى را كه مشركان مىگويند « بر محمد - صلّى اللّه عليه و آله - آموزش مىدهد » همه مىدانند كه او عجم است نه عرب و قرآن عربى اعجاز آميز است ، چگونه ممكن است كه آموختهء يك عجم باشد و در پاسخ شبهه ديگر كه شايد آموزگار عجمى مطالبى را مىگويد و محمد - صلّى اللّه عليه و آله - آنها را در قالب عربى مىريزد و آنگاه به نام قرآن آن را به خداوند نسبت مىدهد ، فرمود : الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ . « در حقيقت كسانى كه به آيات خدا ايمان ندارند ، خدا آنان را هدايت نمىكند و برايشان عذابى دردناك است . تنها كسانى دروغ پردازى مىكنند كه به آيات خدا ايمان ندارند و آنان خود دروغگويانند » . اين آيه پاسخ ديگرى است از شق دوم شبهه و اشكال ، كافرانى كه به آيات الهى ايمان ندارند ، خداوند هرگز آنها را به چشمهء زلال معارف حقّهء ظاهر خود رهنمون نمىشود ، بلكه براى آنان عذاب دردناكى در انتظار است و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - مؤمن به آيات الهى است ؛ زيرا خداوند او را به هدايت خاصّهء خود رهنمون گشته است و تنها كسانى به دروغ و افترا به خداوند عالم مطالب خود را نسبت مىدهند كه ايمان به خدا و آياتش نداشته باشد و آنها همان دروغگويان بزرگ عالم بوده و پيوسته به دروغ استمرار مىدهند ، نه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كه مؤمن به آيات خداست ، او نه دروغ مىگويد و نه به دروغ مطلبى را به خداوند نسبت مىدهد « 1 » .
--> ( 1 ) ر . ك : علامه طباطبائى ، الميزان ، پيشين ، ج 12 ، ص 349 .