عزت الله مولايى نيا همدانى

381

نسخ در قرآن ( فارسى )

مىكردند و مىگفتند كه او به خدا افترا مىبندد ، « مطالبى را از ديگران ( بشر ) فرا مىگيرد و سپس آن را به نام الهى - نعوذ باللّه - به دروغ به خدا نسبت مىدهد . از ظاهر سياق آيات چنين برمىآيد كه گويندگان اين سخن ناروا و اهانت كنندگان به ساحت اقدس رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - مشركان مكّه بوده‌اند ، گر چه يهوديان ، سابقه انكار « نسخ » را دارند و احتمال هم دارد كه مشركان مكه ، مطلب را از يهوديان برگرفته و سپس رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را به افترا متهم كرده‌اند ؛ زيرا مشركين مكّه بيشتر اوقات در مورد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و قرآن منزل ، به يهوديان رجوع نموده و از آنها مطالبى را مىپرسيدند « 1 » . بررسى مفردات آيه « ابدال ، تبديل و استبدال » ، چيزى را به جاى چيز ديگر نهادن است . و اين اعم از آن است كه بدلى داشته باشد ، يا نداشته باشد ؛ چرا كه « تبديل » گاهى بر مطلق دگرگونى اطلاق مىگردد و فراتر از تعويض است ، حتى بر تبديلهاى بدون بدل و جايگزين نيز اطلاق مىشود ؛ زيرا تعويض يعنى چيزى را بدهى و به جايش چيز ديگرى را بگيرى ، اما « تبديل » بر مطلق دگرگونى اطلاق مىشود گر چه تبديل بدون بدل مىباشد . البته تبديل به معناى ؛ « مطلق دگرگونى » با آنكه به معناى معروف خود ( تبديل با بدل ) باشد ، كاملا متفاوت است ؛ زيرا در صورت نخست ، آنكه مأخوذ است و گرفته مىشود ، همان مفعول اول است ، به خلاف معناى دوم ( معروف ) كه در آن مفعول دوم مأخوذ مىباشد ، در آيه مورد نظر ، معنا چنين است : هرگاه آيتى را به جاى آيت ديگر بگذاريم ( البته با توجه به تحقيق و تدبر در امر نسخ ) حكم ( درونمايه ) آيه منظور است ، نه تلاوت آن ؛ يعنى چون حكم آيه‌اى را به جاى حكم آيهء ديگر بگذاريم يعنى آيهء دوّم را به جاى اولى بگذاريم ، در اين صورت آيه دوّم -

--> ( 1 ) ر . ك : علامه طباطبائى ( ره ) ، پيشين ، ج 12 ، ص 340 .