عزت الله مولايى نيا همدانى
377
نسخ در قرآن ( فارسى )
شبههء ديگر و پاسخ آن پندار ديگرى كه مىگويد هر دينى تنها مقدارى بر احكام و معارف دين پيشين مىافزايد نه آنكه آن را نسخ نمايد ، پاسخ اين پندار نيز از مقايسهء ميان اديان كاملا بديهى و روشن مىگردد ؛ چرا كه صدها مورد از اين احكام ديانتهاى پيشين ، توسط ديانت بعدى دگرگون شده و نسخ گرديده و تاريخ و قرآن كريم بر اين مسأله گواه است . بنابراين ، به دلايل گوناگون عقل ، پديدهء مترقى « نسخ » در عرصهء تشريع ، با عنايت به دگرگونى شرايط و مقتضيات زمان و ديگر عوامل ، يك امر ضرورى ، حياتى و بديهى در شرايع آسمانى مىباشد . و خاتميّت و جهانى بودن دين اسلام با نصوص قطعى قرآنى و دلايل عقلى و اجماعى ثابت گشته و جزو ضروريات دينى و عقلى مىباشد ؛ زيرا مسألهء « نسخ » براى جامعهاى كه در حال انتقال از مرحلهء بسيار انحطاطى ، به مراحل عالى است ، مسألهاى اجتنابناپذير است ؛ چون چه بسا كه انتقال دفعى و ناگهانى غير ممكن و يا زيانبار باشد و بايد مرحله به مرحله صورت گيرد . آيا بيمار مزمنى را مىتوان در يك روز معالجه نمود ؟ و يا معتادى را مىتوان با يك دستور و نسخه ، درمان كرد ؟ ! آيا نسخ چيزى جز برنامهء موقت در دورههاى انتقالى است « 1 » ؟ بديهى است كه طبيب براى نجات جان بيمار خود در دوران بيمارى ناچار به تعويض داروست ، امروز بايد داروى ويژهاى به او بدهد و فرداى آن ، داروى كاملترى تجويز گردد تا سرانجام نسخهء نهايى صادر شود ، اسلام هم مىخواهد جامعهء بيمار و مزمنى را بهبود بخشيده و نجات دهد و هدف عالى و آرمان متعالى قرآن ، بناى يك
--> ( 1 ) ر . ك : جمعى از نويسندگان ، تفسير نمونه ، ج 11 ، چاپ 13 ، طهران : دار الكتب الاسلاميه ، ( 1273 ه . ش ) ص 406 ، ذيل تفسير آيهء 101 - 105 سورهء نحل وَ إِذا بَدَّلْنا . . . .