عزت الله مولايى نيا همدانى

21

نسخ در قرآن ( فارسى )

خداوند آن را جز در نزد اهلش ( خاندان وحى ، عترت و طهارت - عليهم السلام - جاى ديگرى قرار نداده است و . . . » « 1 » . 5 - زيد شحام مىگويد : « قتادة بن دعامهء سدوسى » وارد محضر امام باقر - عليه السّلام - شد و امام - عليه السّلام - به او فرمود : « تو فقيه مردم بصره‌اى ؟ » . گفت : چنين مىپندارند . فرمود : « شنيده‌ام كه قرآن را تفسير مىكنى ؟ » . عرض كرد : آرى . تا آنجا كه فرمود : « قتاده ! اگر از پيش خود قرآن را تفسير كنى ، هم خودت را هلاك كرده‌اى و هم ديگران را و اگر قول ديگران ( راويان حديث ) از صحابه و تابعان غير معصوم تفسير كنى باز هم خود و هم ديگران را به هلاكت افكنده‌اى ، واى بر تو اى قتاده ! قرآن را تنها كسانى مىتوانند بفهمند كه مخاطب و شنوندهء مستقيم قرآن و طرف آن بوده باشند « 2 » » . 6 - سليم بن قيس هلالى از امير المؤمنين - عليه السّلام - دربارهء آثار و اخبارى كه توسط صحابه و ديگران از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - گزارش شده و لكن در تعارض و تضاد و تخالف با يكديگرند ، سؤال كرد و تقاضاى حلّ اين معضل را كرد كه آيا اين گزارشها از قول ، فعل و تقرير رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - صحيح است يا جعلى ، ساختگى و كذب است . امام - عليه السّلام - جواب بسيار طولانى و

--> ( 1 ) محمد بن على بن الحسين الصدوق ، علل الشرايع ، ايران - قم : منشورات داورى تهران 1399 ه . ق ، صفحات 89 - 91 . فيض كاشانى پيشين ، ج 1 ، ص 22 - 23 به نقل از علل الشرايع . شيخ انصارى ، فرائد الاصول ، قم ، ص 35 ، محمد هادى ، معرفت ، پيشين ، ج 2 ، ص 276 . به نقل از تفسير صافى . سيد ابو القاسم خويى ، البيان ، پيشين ، ص 267 از طريق شعيب بن يونس از امام صادق - عليه السّلام : « قال الصادق عليه السّلام لبعض متفقهة أهل الكوفة : أنت فقيه أهل العراق ؟ قال : نعم . قال فبم تفتيهم ؟ قال : بكتاب اللّه و سنة نبيه فقال له الامام أتعرف كتاب اللّه حق معرفتة ، و تعرف الناسخ و المنسوخ ؟ قال : نعم . قال : لقد ادعيت علما ما جعل اللّه ذلك الا عند أهله . . . » . و نيز بنگريد به حرّ عاملى ، پيشين ، ج 27 ، ص 47 ، به نقل از صدوق در علل الشرايع از طريق شبيب بن يونس ، عن بعض الاصحاب عن الامام الصادق - عليه السّلام - و حديث ، طولانى است و ما تنها مورد نيازمان را آورديم . ( 2 ) محمد بن يعقوب ، كلينى ، پيشين ، ج 8 ، ص 311 ، ح 485 . فيض كاشانى ، پيشين ، ج 1 ، ص 23 . سيد ابو القاسم خويى ، پيشين ، ص 269 . حر عاملى ، پيشين ، ج 27 ، ص 185 ، .