عزت الله مولايى نيا همدانى
350
نسخ در قرآن ( فارسى )
عليه و آله - و پس از انقطاع وحى و بسته شدن طومار تشريع و وحى ، هرگز هيچيك از پژوهشگران اسلامى آن را تجويز نكردهاند « 1 » و همهء روايات و اخبارى كه به نحوى موهم اين معنا بوده از منظر اينان از اعتبار ساقط بوده و ضرب بر جدار شده و كسى بدان عمل نكرده است و اگر هم گاهى از برخى چنين چيزى بوده است ، به طور جدّى مورد نقد و اعتراض شديد انديشوران بزرگ اسلامى قرار گرفته و اشتباه آنها را با پيامدهاى آن بدانان گوشزد نمودهاند ، بنابر اين ، قائلين به وقوع نسخ در قرآن ، به هيچ يك از لوازم ششگانه ، اعتقادى نداشته و بدان قائل نبودهاند و امّا نسبت جهل به ساحت اقدس ربوبى . . . اين هم كذب محض و حرف بىپايهاى است ؛ زيرا قائلين به « نسخ » در قرآن مىگويند حكم منسوخ در علم ازلى ربوبى ، از اوّل به صورت موقّت و امددار بوده است « 2 » . و خداوند از ازل با حكمت بالغهاش ، اراده كرده بود كه اين
--> ( 1 ) چرا گروهى از پيشينيان اهل سنّت و اندكى نيز از دانشمندان اماميه ( رض ) و دستهاى نيز از معاصرين عامه ، بر حسب گزارشهاى ناصحيحى از برخى صحابه مانند خليفه اول و دوم ، عايشه ، ابو موسى اشعرى ، ابى بن كعب ، ابن مسعود ، و ديگران چنين مطالبى را نقل كردهاند و بدون توجه به آثار تخريبى آنها و پيامدهاى نامطلوبشان به چنين مسألهاى تن داده و چنين پنداشتهاند كه « نسخ » و انساء پس از رحلت رسول خدا ( ص ) هم امكانپذير بوده است . و لكن اين پندار غلط توسط فرزانگان بزرگ فريقين قديما و حديثا ، با تكيه بر اصول و پايههاى محكم علوم قرآن و حديث و اصول فقه و كلام ، مورد نقد و اعتراض شديد قرار گرفته و بىپايگى آن نظريه منحط را اعلام كرده و صدها كتاب و مقاله در ردّ آن سامان دادهاند و با قاطعيت اعلام كردهاند كه « نسخ » تنها در حيطهء كارى خدا و رسول او صلّى اللّه عليه و آله بوده و توقيفى مىباشد و تنها در عصر رسالت ، امكان داشته و با رفتن صاحب شريعت و انقطاع وحى ، جزو محالات بوده و هر كس چنين ادعايى پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بنمايد ، كذّاب و مفترى بوده و تكذيب قرآن كرده است و روايات ياد شده را به دليل مخالفت با نص قرآن كريم و ضعف سند و مغشوش بودن متن آنها و بر خلاف ضرورت دين بودن و دهها ايراد اساسى ديگر ، از اعتبار بيرون دانسته و حكم به جعلى بودنشان نمودهاند . ( 2 ) بنابر اين جريان ، پديده ، « نسخ » نه مستلزم جهل و بداست و نه مستلزم پوچى و بيهودگى و تحصيل حاصل و پاسخ اينگونه شبهات و پندارهاى غلط را در فصل چهارم همين بخش ، به صورت بسيار گسترده و مستدل گفتيم . و با توجه به اصول و شرايط حاكم بر عمليّات نسخ از منظر قائلين بدان ، تنها ناسخ حقيقى خود خداوند عالم است و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تنها نقش مبلغ و پيامرسان را دارد ، بنابر اين ، كسى نگفته است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خود بدون دستور از خداوند عالم ، حكمى را نسخ فرموده است تا اشكال مذكور پيش آيد ، بلكه همهء كسانى كه قائل به وقوع نسخ در قرآنند - كه اكثريت قريب به