عزت الله مولايى نيا همدانى
309
نسخ در قرآن ( فارسى )
و نسبت سهو يا نسيان بر آن وجود مقدس - معصوم از گناه ، خطا و نسيان در همه حالات و در تمام شؤونات - داده و از اين رهگذر مىخواهند بر حريفان خود پيروز گردند ، يا للّه ! ! اگر خود خدا و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - حكمى را نسخ كرده و بر حسب مصالحى چنين تشريعى را در حوزهء قانونگذارى سامان داده است ما بايد بر او نيز اعتراض كرده و زير سؤال ببريم ؟ ! ! آيا دفاع از قرآن و شريعت اسلام مىتواند ما را تا مرز ردّ بر صاحب شريعت - صلّى اللّه عليه و آله - پيش ببرد ؟ ! مگر دنبال چه اهدافى هستيم كه چنين چيزى را مىطلبد ؟ دايهاى مهربانتر از مادر و كاسهاى از آش داغتر همين است . « اللّهم إنا نعوذ بك من مزلات الاقدام » . اينك جهت روشن شدن زواياى اين ماجرا موردى را يادآور مىشويم : الف - اينكه در صورت نسخ حكم و درونمايه آيه و بقاى تلاوت و لفظ آيه ، بقاى اين پديدهء « نسخ » در تاريخ اسلام ، يك پديدهء سياسى اسلام براى مردم است تا از رهگذر آن بر حقّانيّت اسلام پىببرند كه اسلام بر حق و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - صادق و خداى يگانه بر حق ، عليم ، حكيم ، رحمان و رحيم است . ب - اينكه خود تلاوت آيات داراى ثواب و پاداش فراوان مىباشد . ج - اينكه اثبات اعجاز قرآن از طريق آيات از جمله آيات منسوخ و اثبات حقانيّت و جاودانگى قرآن كريم از طريق اعجاز آن ، و اثبات حقانيّت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از رهگذر حقانيت و جاودانگى قرآن كريم تنها از همين راه امكانپذير است . « 1 » ، علاوه بر پايهء « حكم الأمثال فيما يجوز و فيما لا يجوز واحد » وقوع نسخ در متن شرايع آسمانى كهن ( برخى احكام توسط برخى ديگر ) دليل قاطعى است بر جواز وقوع نسخ در قلمرو قوانين يك شريعت ، نه تنها از وقوع آن هيچ محالى پيش نمىآيد ، بلكه گاهى يك ضرورت حياتى و قانونى مىباشد « 2 » .
--> ( 1 ) ر . ك : دكتر شعبان محمد ، پيشين ، صص 20 - 21 ، به نقل از مناهل العرفان . ( 2 ) همان ، صص 56 - 66 . در اين كتاب حدود دوازده مورد از موارد وقوع نسخ در تورات و انجيل با ذكر مدارك و مآخذ ، ذكر شده است .