عزت الله مولايى نيا همدانى

302

نسخ در قرآن ( فارسى )

پيشتر از اين يادآور شديم دليل بديهى بودن جريان نسخ در قرآن است . پس بنابراين بايد همهء دانشمندان اسلامى را در درازاى پانزده قرن اسلامى از طبقه حشويهء « 1 » گذشته بدانيم و تنها علامهء شهرستانى و همفكران پيشين و پسين وى را از طبقهء دانشمندان ، محقق ، ژرف‌نگر ، واقع‌بين و . . . به شمار آوريم ! ! ! در اين صورت خانه دين و قرآن را بر باد ساخته‌ايم ، خود علامه شهرستانى هم اگر درست انديشيده و سنجيده سخن مىگفت و نتايج اين كشف بزرگش را از منظر عقل شرع و تاريخ اديان الهى خوب مىنگريست ، قطعا چنين حكمى را در حقّ هزاران عالم انديشمند و پژوهشگر پرتلاش در طول تاريخ اسلام صادر نمىفرمود . علامه شهرستانى مىگويد : باقى ماندن لفظ و [ تلاوت ] آيه در قرآن كريم و لغو حكم آن - يعنى از اقتدار و شوكت انداختن حكم آن - يك امر لغو و بيهوده‌اى است و وجود لغو در قرآن قابل تصور نيست « 2 » ، پاسخ اين شبهه را نيز پيشتر گفتيم « 3 » . شبههء بيست و يكم منكران نظريهء نسخ در قرآن مىگويند : طرفداران نظريهء وقوع نسخ ، قرآن كريم ، با مقايسهء بر كتابهاى آسمانى تحريف شدهء پيشين همانند آنها تلقى كرده و آنگاه وقوع نسخ را در حوزهء آيات آن تجويز كرده و بر آن اصرار ورزيده‌اند و حال آنكه شرع اسلام - تا بشر باقى و تا دنيا پابرجاست - پاينده و برقرار است . و حلال محمد - صلّى اللّه عليه و آله - تا روز قيامت حلال و حرامش ، حرام است ، بنابر اين ، نسخ آن امكان ندارد « 4 » .

--> ( 1 ) « حشويه » كسانى بوده‌اند كه به هر روايت و گزارشى ، صرف‌نظر از التفات به صحت و سقم آن ، عمل مىكردند و به هر افسانه‌اى ، باور نموده و اعتماد مىورزيدند ، پايه و اساس و سرمايهء لايقى نداشتند ، نقطهء مقابل « حشويّه » علما و محققان هستند كه اتّكاى آنان به احاديث و اخبار صحيح بوده و بدون مبناى فكرى صحيح عقلى و دينى ، چيزى را مورد پذيرش قرار نمىدهند . ( 2 ) ر . ك : شهرستانى ، همان ، 32 . ( 3 ) ر . ك : سيد هبة الدين شهرستانى ، پيشين ، ص 31 . ( 4 ) ر . ك : سيد هبة الدين شهرستانى ، همان ، ص 31 .