عزت الله مولايى نيا همدانى
277
نسخ در قرآن ( فارسى )
خدا بسته است ! » و لذا خداوند در ذيل آيهء 106 از سورهء « بقره » براى دفع اين ايراد ، مىفرمايد : أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ . « 1 » « 2 » « آيا نمىدانى قدرت و سلطنت آسمانها و زمين اختصاص به خدا دارد ؟ و از براى شما غير از خدا هيچ سرپرستى و هيچ ياورى نيست ؟ » . يعنى مالكيّت و سلطنت آسمانها و زمين از آن اوست و هيچ كس در مقابل او چيزى ندارد تا بتواند جلو تصرفات او را بگيرد . به عبارت ديگر هيچ كس مالك مطلق چيزى نيست ، نه در آغاز و بدون واسطه و به صورت استقلالى و نه به واسطهء تمليك خدايى ؛ زيرا تمليك خدايى مانند تمليك ما نسبت به ديگرى نيست كه اگر چيزى را به كسى تمليك نموديم ، مالكيت ما از بين برود . بلكه هر چه هست در عالم وجود اوست و غير او همه ممكنات بوده و با تمام وجود به دو نياز دارند و او بىنياز مطلق است ، عالم يك جا ، جلوه و سايهء اوست . او ، ذى جلوه و صاحب سايه است ، بنابر اين ، چه كسى مىتواند مانع تصرفات او گردد ؟ ! ! « 3 » .
--> گفتند ، از رحمت خدا دور شوند . . . » . ( 1 ) بقره ، 107 . ( 2 ) پندار يهود بدينگونه بود كه چون خداوند ، جهان آفرينش را بر اساس نظامى خاصّ آفريده است ، ديگر نمىتواند تصرفى بر خلاف آن نظام انجام دهد . در واقع يهود ، خداوند را مانند يك حاكم معزول مىدانند كه حاكميّت خود را از دست داده و قدرت تصرّف در جهان آفرينش را ندارد . بديهى است كه در آيهء 106 از سورهء بقره و نيز آيه 64 از سورهء مائده ، سخن از قدرت فراگير خداوندى است ، تا اين معنا واضح گردد كه خداوند در اسارت نظامى كه خود آن را ساخته ، نمىباشد و هماره قدرت به هم زدن آن نظام را دارد ، چنان كه حفظ و بقاى آن نيز در تمامى لحظات در دست قدرت اوست و همه چيز حدوثا و بقاء و فناء در حيطهء قدرت مطلقهء اوست كه مالك الملوك بىهمتا و بىنياز . . مىباشد ، جهت اطلاع بيشتر ر . ك : يعقوب جعفرى ، سيرى در علوم قرآن ، چاپ اول ، تهران : انتشارات اسوه ، 1373 ه . ش ، ص 281 . علامه سيد محمد حسين طهرانى ، مهر تابان ( يادنامه و مصاحبات تلميذ و علّامه ) ، چاپ اول ، تهران : انتشارات باقر العلوم ، تاريخ چاپ ندارد ، بخش دوم ، ص 198 ، ذيل آيهء 106 و 107 از سورهء بقره و 64 از سورهء مائده . ( 3 ) گويا نسخ ، يعنى يهود چون نمىخواهند بعد از نزول تورات كه كتاب آسمانى است كتاب آسمانى ديگرى را بپذيرند و حكم آسمانى ديگرى داشته باشند ، مىگويند : هر چه هست ، با تورات ختم شده و ديگر حكم آسمانى ديگرى نيست . و آيهء « نسخ » آن را ابطال كرده و مىگويد : هيچ قدرتى نمىتواند پروردگار را محصور و مقيّد نمايد بر التزام به عدم تغيير حكم و او دأبش اين است كه