عزت الله مولايى نيا همدانى
252
نسخ در قرآن ( فارسى )
نمىيابم » استدلال مىنمايد و آنگاه در تعريف منسوخ مىگويد : منسوخ آن گروه از آياتى است كه حكايتگر ناسخ و منسوخ در تاريخ اديان آسمانى كهن باشد ، چنان كه فرمود : وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ . « و بر يهودان هر حيوان ناخندار را حرام كرديم » . « 1 » بدينسان مىبينيم كه عبدهء ناسخ و منسوخ قرآن را با اين نگرش تعبير مىكند كه يا برداشتن اعتقادات انحرافى امتهاى پيشين است و يا احكام شرعى آنان و يا تاريخچهء حوادث و رخدادهاى نسخ در كتب شرايع آسمانى گذشته است . و اما در مورد اسلام به هيچ وجه متعرض مسأله نمىگردد « 2 » و اينگونه تفسير از ناسخ و منسوخ در قرآن كه آيات منسوخ تنها حكايت از وقايع نسخ در امتهاى پيشين داشته باشد ، يك نظريهء بىسابقه است . 10 - شيخ محمد خضرىبيك از پژوهشگران پرتلاش و وهابى مسلك مصرى و از نقدنويسان معاصر - كه از پيروان صديق يزيد بن معاويه قاتل امام حسين بن على سبط نبى گرامى اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - « 3 » است - نيز با نظريه نسخ مخالفت كرده و آن را انكار نموده است . وى كه نويسندهاى است پركار و سادهنويس
--> ( 1 ) ر . ك : محمد عبده ، شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، نوبت چاپ ندارد ، بيروت - لبنان ، دار المعرفه ، بدون تاريخ چاپ ، ص 25 . ( 2 ) اين نوع نگرش بر نسخ و تفسير آن به حكايتگرى از رخدادهاى ناسخ و منسوخ در تاريخ نسخنگارى در ميان پژوهشگران اسلامى بىسابقه است ، تنها علامه عسكرى اين تفسير را در مورد دعاوى نسخ در قرآن پذيرفته و لكن آنها را حكايتگر سنت رسول خاتم ( ص ) دانسته و مىگويد احكامى در سنت رسول خدا ( ص ) رخداده است و سپس آيات قرآنى : آن وقايع نسخى را حكايت مىنمايند و در تبيين نظريه عبده بنگريد به مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 254 به بعد . ( 3 ) « شيخ محمد خضرىبيك » كه بازرس وزارت معارف اسلام و مدرس تاريخ اسلام در دانشگاه مصر بوده و از نويسندگان پرتلاش و پرآثارى است . از آثار مهم وى يكى كتاب « محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه » است كه در دو جلد و چهار جزء سامانش داده و در سال 1969 م در مصر ، مكتبة تجارى كبرى ، به چاپ رسيده است . وى در جلد دوم آن ، صفحهء 124 - 130 ، حادثه بزرگ كربلا را مطرح كرده و سرانجام مىگويد : امام حسين ( ع ) يك خطاى بسيار بزرگى كرد كه عليه يزيد شورش كرد و در ميان امت اسلام اختلاف و شكاف ايجاد كرد تا به امروز . . . و يزيد امير المؤمنين بود و خطايى هم از او بروز نكرده بود كه مجوز شورش عليه او باشد .