عزت الله مولايى نيا همدانى
242
نسخ در قرآن ( فارسى )
يكى ، دو نفر از دانشمندان متوسط الحال شيعه كه آنان هم در مسائل تفسيرى و دانشهاى قرآنى ، چندان ميداندارى نكردهاند كه از بضاعت علمى كلانى برخوردار باشند ، از اين رو بسيارى از انديشوران و عالمان مايهدار فريقين از اصوليان و مفسران ، از كنار نظريّهء آنان ، كريمانه گذشتهاند ، حتّى در حدّ يك انديشه و نظريّهء قابل طرح هم آن را به حساب نياورده و به صورت كلّى بر انديشهء « انكار نسخ » نگريسته و پاسخ عالمانه و لازم خود را از آن به بهترين وجه گفتهاند . اين گرايش و نگرش همهء عالمان اسلامى از تمامى رشتههاى دانشهاى قرآنى و اجماع آنان بر جواز عقلى و وقوع تاريخى پديدهء « نسخ » در حوزهء قرآنى و بىاعتنايى آنان به نظريهء مخالفان ، خود ، دليل بزرگى است بر وقوع نسخ در حوزهء قرآنى ؛ چرا كه امّت اسلامى از همهء گروهها و مذاهب در تمامى قرون و اعصار ، بويژه عصر طلايى حضور دايمى معصومان اهل بيت - عليهم السلام - كه حدود 270 سال در ميان مردم بودهاند ، بر امر باطلى اجماع نمىنمايند و اگر دليل قاطع و صددرصدى بر وقوع « نسخ » در قرآن از زمان صاحب شريعت - صلّى اللّه عليه و آله - در دستشان نبود ، چنين اتفاقى بر چنين مسألهاى نمىكردند و دستكم يك احتمال خلاف مىدادند و بر نظريهء منكران ، ارزش بيشترى مىدادند . علاوه بر اين كه دلايل عقلى ، نقلى زندهء فراوانى بر وقوع آن در دست دارند ، از جمله : آيات مخصوصى از خود قرآن و احاديث و اخبار متواتر ( معنوى ) كه از طرق فريقين نقل شده است و از سوى ديگر منكران حتى يك دليل پذيرفته شده بر مدّعاى انكارى خويش ندارند . در هر صورت ، ما تمامى ميدانداران نظريهء انكار نسخ و پيروان ابو مسلم اصفهانى را از معاصرين و غير آن از اعصار ديگر ، در اين فصل از گفتارمان به صورت فشرده و گذرا معرفى نموده و شرح حال همهء آن چهرههاى مخالف را با خوانندگان گرامى به تماشا مىنشينيم و آنگاه گرايش و نحوه نگرششان را در مورد نظريهء « نسخ » مطرح كرده و مبانى علمى و استدلالى همه را به صورت روشن و منصفانه تبيين مىنماييم و در فرجام ، تمامى ديدگاههاى آنها را مورد ارزيابى و نقّادى قرار مىدهيم :