عزت الله مولايى نيا همدانى
209
نسخ در قرآن ( فارسى )
صلّى اللّه عليه و آله - حق است و لكن ناسخ شرايع پيشين نبوده ، بلكه تنها جهت رهبرى ملّت عرب آمده و جنبهء جهانى و فرامرزى ندارد و ما مكلف بدان نيستيم و اين گروه ، خود را به ابو عيسى اسحاق بن يعقوب اصفهانى منتسب مىدانند . و در نتيجه هر يك از سه گروه گمراه يهود ، در مسير پذيرش « نسخ » شبهاتى ايجاد نمودهاند تا سدّ راه پذيرش اسلام از سوى جهان بويژه پيروان يهوديت و مسيحيت گردند ، مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ نظريهء انكار نسخ از سوى نصارى نصارا نيز - با آنكه براى هر پژوهشگر منصفى به صورت بديهى روشن است كه بسيارى از احكام موجود در اناجيل اربعه ، در حقيقت همان ابطال احكام تورات است - جهت اغراض فاسد خويش مىگويند : اناجيل اربعه ، مكمّل تورات است ، نه ناسخ آن و به طور كلّى امكان وقوع « نسخ » را عقلا و شرعا انكار كرده و مىخواهند با اين كارهاى بىخردانه بگويند كه مسيحيّت توسط اسلام « نسخ » نگرديده و تا ابد حاكميت دارد . چرا كه به گمان واهى آنان ، هيچ شريعتى توسط شريعت ديگر « نسخ » نمىگردد و هيچ يك از احكام شريعت سابق نيز توسط شريعت لا حق « نسخ » نمىشود . و اين همان ادعاى باطل و بدون دليل است كه اهل كتاب از آغاز ظهور رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - در برابر منطق تحدىگرانه قرآن كريم ، داشتند و گر نه عقل سليم و وجدان پاك هر انديشمندى در برابر آيات تحدى قرآن كريم جز تسليم ، هيچ راه ديگرى ندارد . نظريهء مستشرقين در مورد نسخ و بهرهبردارى سياسى از آن گروهى از مستشرقين از خدا بىخبر ، مزدور و وابسته به استكبار جهانى و صهيونيزم بينالمللى نيز ، با نوشتن كتابها و مقالهها ، مسألهء « نسخ » در اسلام و بويژه نسخ در قرآن كريم را دستاويز خود قرار داده و به بهانهء وجود آيات ناسخ و منسوخ