عزت الله مولايى نيا همدانى

159

نسخ در قرآن ( فارسى )

آفرينش اوليه ، به تمام وجود نيازمند بودند و خداوند عالم بىنياز مطلق كه « اللّه الصمد » « 1 » در ادامه وجود نيز لحظه به لحظه در ذيل عنايت و افاضهء او مىباشند كه اگر نازى نمايد ، همهء عالم فرو مىريزد . وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ « 2 » ؛ جز او احدى توان نگهدارى و نگهبانى كاروان هستى را ندارد اگر فرو پاشند » . بنابر اين ، اگر اراده و خواست حضرت احديت - عزّ و جلّ - بر پيدايش چيزى تعلق يابد ، قطعا ايجاد مىگردد و اگر نه ، به وقوع نمىپيوندد و معناى قدرت جارى و مطلقه و هميشگى خداوند نيز همين است . تقدير و علم ازلى خداوند نيز معنايش همين است كه علم ازلى خدا ، بر تمامى اشياء و دايرهء هستى ، با همه شرايط و واقعيتهاى آن ، حتى مشيّت خداوندى كه در آفرينش آنها به كار رفته و يا خواهد رفت ، تعلق گرفته است و اين مشيّت هم طبق مصالح و مفاسد و ملاكها تغيير يافته و با دگرگونى احوال و اوضاع دگرگون مىگردد و علم مطلقهء خداوندى هم به همهء اين احوال و شرايط و بر تمامى آن مصالح و مفاسد و در نتيجه به تعلق « اراده » و بر پيدايش و يا دگرگونى چيزى و يا عدم آن ، كاملا احاطه دارد و اين تغيير و تبديل ، ناشى از اراده و قدرت بىانتهاى خداوند و از روى علم و تقدير قبلى اوست كه در علم كلام از آن به « بداء » تعبير شده است و از اين رهگذر است كه « بداء » به همان رابطهء علم و قدرت بىپايان خداوند عالم تفسير مىشود ، يعنى رابطهء تقدير و ارادهء الهى . اما « بداء » و قدرت خداوندى از ديدگاه يهود با روشن شدن افقهاى فكرى مسلمانان در عرصهء علم و قدرت بىانتهاى ذات اقدس ربوبى و رابطه آن دو ، مشخص گشت كه علم ازلى پروردگار به موجودات و پديده‌ها آنها را از قلمرو امكان و از زير سلطه و اختيار و قدرت پروردگار از جمله

--> ( 1 ) توحيد ، 3 . ( 2 ) فاطر ، 41 .