عزت الله مولايى نيا همدانى

144

نسخ در قرآن ( فارسى )

بحث شروط « نسخ » را در همين جا خاتمه داده و به دو مسألهء جانبى ديگر كه در مباحث بعدى از آن سود خواهيم جست ، به صورت بسيار گذرا و فشرده نگاهى مىافكنيم و سپس در مورد انواع و گونه‌هاى گوناگون « نسخ » ، به بحث و بررسى مىپردازيم . فرق ميان « نسخ » و « بداء » مقايسه‌اى ميان « نسخ » و بداء : از آنجا كه دو واژهء « نسخ » و « بداء » در ريشهء معناى لغوى و اصطلاحى وجه اشتراك داشته و هر دو به معناى ظهور و آشكار شدن بعد از خفا مىباشند و به دليل تناسبى كه ميان آن دو وجود دارد و در بسيارى از موارد ، در طول تاريخ تدوين اسلامى در نوشتارهاى مسلمانان در كنار هم ذكر شده‌اند ، بى تناسب نيست كه نگاهى بسيار گذرا به مسألهء « بداء » نموده و يك مقايسه‌اى بين آن و « نسخ » بنماييم . اگر چه مسألهء « نسخ » يك بحث فلسفى ، ادبى و اصولى است و در راستاى استنباط احكام از قرآن با مباحث فقهى نيز تناسب دارد و اما مسألهء « بداء » بحثى است كلامى كه در مباحث فقهى جايى ندارد ، همچنين از نظر مصداق ميان آن دو فاصله زياد است ؛ چرا كه « نسخ » در احكام تشريعى و « بداء » در « مرادات تكوينى » است . عامل سومى هم وجود دارد كه برخى از عالمان اهل سنت و شايد هم اغلب آنها ، حتى از محققين و انديشمندان معاصر ، به لحاظ عدم دقت كافى در مفهوم دقيق « بداء » ( مورد پذيرش شيعه ) دچار اشتباهات گسترده‌اى شده و با اين باور واهى كه عقيده به « بداء » از باورهاى يهود مىباشد ، شيعه را آماج انواع تهمتها و افتراهاى ناروا ساخته‌اند « 1 » . و حال آنكه اگر اينان دنبال واقعيت مىبودند و موضع شيعه را از

--> ( 1 ) ر . ك : فخر الدين رازى ، تفسير كبير ، ج 19 ، چاپ اول ، در قطع رحلى ، بيروت : دار الكتب العلميه ، ( 1411 ه . ق ) ، ص 53 . محمد عبد العظيم زرقانى ، پيشين ، ج 2 ، صص 199 - 200 . على حسن العريض ، پيشين ، صص 53 - 56 . گويا عالمان اهل سنت ، نسل اندر نسل بر اين مسأله عادت كرده‌اند كه مطالبى را نسنجيده و بدون دقت ، بر مخالفان خود بىپروا نسبت داده و از عواقب آن