عزت الله مولايى نيا همدانى

88

نسخ در قرآن ( فارسى )

اين پديدهء مهم ، هماواتر است و دستيابى به اين مسأله از اهم موضوعات اين بحث مىباشد و پس از بررسى و انديشه نمودن در آن ، مىيابيم كه با توجه به معناى « نسخ » جايگزين ساختن اصول و قوانين بنيادين به جاى قوانين اساسى پيشين و يا جايگزين سازى « مادّه » قانونى به جاى مادّه ديگر كه در ميان نظامهاى سياسى دنيا معمول است ، همان مفهوم « ازاله » مناسب‌ترين و بهترين معنايى است كه با پديدهء « نسخ » شرعى قرآنى ، تناسب و وفق كامل و طبيعى دارد . بويژه كابردهاى خود قرآن كه بهترين گواه اين قضيه بود . بنابر اين معناى « ازاله » هم معناى حقيقى « نسخ » بوده و هم از نظر انسجام طبيعى ، بيشترين همسويى را با آن دارد « 1 » . هم اينك بحث از نگاه لغت‌شناسان را پايان داده و تطورات ادوارى اين پديدهء مهم قرآنى را در درازاى تاريخ اسلام ، در اصطلاح دانشمندان اسلامى ، از صحابه تا به امروز ، مورد مطالعه قرار مىدهيم تا ببينيم كه اين واژه در اصطلاح اسلام‌شناسان چه مفهومى يافته است . فصل پنجم اين بخش ، اين مهم را به عهده خواهد داشت . نتايج بحث از آنچه گذشت چنين نتيجه مىگيريم كه : 1 - واژهء « نسخ » در معانى : ازاله ، نقل ، محو كردن ، تبديل نمودن و نسخه‌بردارى كردن ، به كار رفته است . 2 - كاربرد و استعمال كلمه در مفهومى هرگز دليل بر حقيقت بودن در آن معنا نمىباشد . 3 - آنچه از واژهء « نسخ » در به دو امر ، به ذهن شنونده ، تبادر مىنمايد ، همان ، معناى « ازاله » مىباشد و به همين دليل ، هرگاه بدون قرينه به كار رفته باشد ، بدان حمل مىگردد ؛ چرا كه تبادر از نشانه‌هاى حقيقت است .

--> ( 1 ) ر . ك : سيد محمد باقر حكيم ، همان .