محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )

95

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )

وصل آن به جملات بعدى موهم خلاف معنى مقصود است . به اين بيان كه « و تخفى فى نفسك ما اللّه مبديه » خطاب رسول خدا است به - آنكه خدا و پيامبر به او انعام و احسان كرده‌اند و اين كس زيد بن حارثه است كه برده رسول خدا بود رسول خدا ( ص ) ابتدا او را آزاد كرد و بعد او را به فرزند خواندگى خود پذيرفت - اما حقيقت اين است كه خطاب ، خطاب خداى تعالى به رسول گرامى خودش مىباشد - نه خطاب رسول خدا به فرزند خوانده‌اش - بر همين مبنا در « و اتق اللّه » وقف مىشود تا اين توهم باطل از بين برود ، و حقيقت بيان شود و تنبيهى باشد به اينكه خطاب از اللّه به رسول خدا است ، و از طرف رسول اكرم ( ص ) به غلام آزاد شده زيد بن حارثه نيست . « 24 » و غير اين موارد ، از علل و اسباب كه وقف را اجازه مىدهد در جائى كه قواعد عمومى ، وقف در آن محلها را جايز نمىشمارد . و چون اين اسباب و علل متنوع و گوناگون است ، و محدود ساختن آنها مقدور نبوده و مشمول قاعده معين و مضبوطى نمىشود اسم خاصى بر اين نوع وقفها ، كه نتيجه همان اسباب و علل مىباشد نگذاشتيم .

--> ( 24 ) - بايد دانست كه هم جملات قبل از « و اتق اللّه » و هم جملات بعد از آن هر دو كلام خداست كه اولى قول پيامبر به زيد را نقل مىكند و دومى حال و وضع پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله را واضح مىسازد .