محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )

83

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )

هستند . دوم : نصف ما ترك سهم دختر و نصف ديگر سهم پدر و مادر ميت است . در صورتى كه هر دو معنى نادرست مىباشد و حكم شرعى اين است كه : دختر نصف ما ترك را سهم مىبرد اگر تنها فرزند ميت باشد همان‌طورى كه خدا مىفرمايد « وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ » و پدر و مادر ميت نيز هر كدام يك ششم ما ترك را سهم مىبرند اگر ميت داراى فرزند پسر يا دختر باشد به طورى كه خدا در اين باره مىفرمايد : « وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ » و ولد به معنى فرزند پسر و دختر هر دو مىباشد و بر اين اساس « وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ » جمله جديد بوده و در صدد بيان اصول ارث بعد از بيان فروع ارث مىباشد با توجه به موضوع فوق جاى وقف در « فلها النصف » است و جاى ابتدا در « و لابويه » . . . مثال ديگر ، وقف در « و الموتى » در آيه 36 سوره انعام / 6 « إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ » است وقف در « و الموتى » اين معنى را مىرساند كه : مردگان نيز مىپذيرند با آنان كه مىشنوند و حال آن كه معنى اينطور نيست معنى اين است : مرده دلان كه همان منكرين روز قيامت و نعمت و عذاب روز رستاخيز مىباشند داعى ايمان را پذيرا نمىشوند و سخن او را جهت