محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
8
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
حصرى ناميده شدم پدرم با دستهاى خود حصير مىبافت ، و به مردم مىفروخت و من در همان زمانى كه به حفظ قرآن كريم اشتغال داشتم ، در بافتن و فروختن حصير به پدرم كمك مىكردم . من حفظ قرآن كريم را در ده سالگى در پيش مكتبدار قريه به پايان رساندم مكتبداران نقش بزرگى در تربيت سنين اوليه من داشتند . من به همراه شيخ مصطفى اسماعيل ، و شيخ محمود على البنا ، در موسسه الاحمدى ، واقع در طنطا ، در نزد شيخ ابراهيم سلام ، اشتغال به تعليم علوم قرائت و اصول آن نمودم ، در اين مدت كه تا سال 1940 طول كشيد ، تنها وسيلهء رفت و آمد من به طنطا ، پاهاى من بود و همهء راه را با پاى پياده مىرفتم و من در طول راه ، آيات شيرين قرآن را زمزمه مىكردم . انتخابى در سال 1944 ، در راديو برقرار شد ، در اين انتخاب ، من از بين دويست نفر قارى كه ، در حضور كميتهاى ، مركب از مرحوم مصطفى رضا ، و شيخ الصباع شيخ القراء سابق ، تشكيل شده بود ، رتبه اول را احراز نمودم . شيخ حصرى مىگويد : مردم مرا قبل از اينكه در شبهاى قرائت قرآن بشناسند ، در راديو شناخته بودند ، و من پس از پنج سال قرائت قرآن در راديو ، به سمت قارى مسجد الاحمدى واقع در طنطا تعيين شدم . و سپس در سال 1950 به جانشينى مرحوم شيخ الصيفى قارى مسجد الحسين ، تعيين گرديدم ، و در سال 1965 به سمت مشاور امور قرآن كريم ، در وزارت اوقاف منصوب شدم . در جشن دانش به سال 1966 به جهت حفظ قرآن كريم