محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
72
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
در آن وجود داشته باشد ولى وجه ثانى ، بنابراين كه جمله موضعى از اعراب داشته باشد ، مثل اينكه خبر ، يا صفت يا حال ، . . . به حساب آيد ، بر وجه اول راجح مىباشد ، و آن « وجه اوّل » نيز عبارت از اين است كه جمله مستانفه است و محلى از اعراب ندارد . مىگويم : وقتى جمله به اين صورت باشد وقف بر كلمه قبل از آن وقف صالح نام دارد ، و افضل اين است كه كلمه به ما بعد خود با در نظر گرفتن وجه راجح وصل شود ، و آن عبارت بود از اينكه جمله محلى از اعراب داشته باشد و با در نظر گرفتن وجه مرجوح وقف بر آن جايز مىباشد و وجه مرجوع عبارت از اين بود كه جمله بعدى ، جمله مستانفه بوده و محلى از اعراب نداشته باشد ، پس وصل بهتر از وقف خواهد بود . و از مثالهاى وقف صالح ، وقف بر كلمه « اهبطوا » در گفته حق تعالى در آيه 36 سوره بقره « وَ قُلْنَا اهْبِطُوا » مىباشد و دليل آن اين است كه در جمله « بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ » كه جملهاى است داراى مبتدا و خبر ، دو وجه وجود دارد ، و صحيحترين آن دو وجه ، چنان كه علامه سمين گفته اين است كه : جمله ياد شده در محل نصب حاليت از واو « اهبطو » قرار دارد و تقدير چنين است : « اهبطوا متعادين » يعنى - و گفتيم - : فرود بيائيد در حالى كه برخى از شما دشمن بعضى ديگر هستيد . وجه دوم : اين است كه جمله « بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ » محلى از