محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
61
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
رسول خدا به من فرمودند : بس است . به روى آن حضرت نگريستم و ديدم چشمان او پر از اشك شده است « 18 »
--> ( 18 ) - با توجه به تفاسير معتبره و روايت مرحوم طبرسى در احتجاج از حضرت امير مؤمنان عليه الصلاة و السلام كه ما ترجمه قسمتى از حديث ياد شده را اينجا مىآوريم پيامبر ما صلى اللّه عليه و آله و سلم شاهد و ناظر همه جهان وجود است . در قسمتى از حديث كه در خصوص اهل موقف مىباشد حضرت مىفرمايد : پيامبران احضار مىشوند و از آنان خواسته مىشود در رابطه با رسالتى كه به عهده داشتهاند و اداى آن رسالت به امتهاى خود جواب دهند . پيامبران مىگويند : ما به امتهاى خودمان اداى رسالت كرديم . آنگاه از امتها سوال مىشود كه پيامبران به آنان اداى رسالت كردند يا خير ؟ در جواب اين سوال كافران و منافقان هر امتى آمدن پيامبران و اداى رسالت آنان را منكر مىشوند آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند : فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ آيه 6 اعراف / 7 يعنى هر آينه از آنان مىپرسيم كه پيامبران به سوى شان فرستاده شده بودند و از خود پيامبران نيز مىپرسيم . امتها در پاسخ اين سوال مىگويند : ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ آيه 19 مائده / 5 يعنى : به سوى ما نه بشيرى آمد و نه نذيرى ( نه پيامبرى ديديم و نه جانشين پيامبرى ) آنگاه پيامبران از حضرت رسول اكرم مىخواهند كه در رابطه با اداى وظيفهايكه كردهاند گواهى بدهد . آن حضرت گواهى مىدهد كه پيامبران راست مىگويند و گواهى مىدهد كه