محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
45
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
روى زمين كه زندگى انسانها در آن دچار اضطراب نشود و آفريدن و پراكنده ساختن انواع و اقسام جنبندگان در آن ، و ريزش باران از آسمان و روياندن گياهان و درختانى كه بينندگان را مسرور و شادمان مىكند . و به اين جهت خداى تعالى با مشركين تحدى كرده و مىفرمايد : « هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ . . . » اينها آفريدههاى خدايند ، به من نشان دهيد كه غير او چه آفريدهاند « 12 » آنگاه آيات ، با اشاره به اين حكم كه مشركان ستمگر ، از حق و حقيقت دور مىباشند پايان مىيابد . آيات بعد به بيان داستان لقمان مىپردازد و بيان سفارشات و اندرزهاى خالصانهاى كه به فرزندش ارائه مىدهد و از او مىخواهد كه به آنها عمل كند . ملاحظه مىكنيد كه ارتباطى در معنى ، بين آياتى كه وصاياى لقمان را بيان مىدارد با آياتى كه قبل از آن است وجود ندارد . با اين بيان هم تعلق لفظى و هم تعلق معنوى بين آيه « وَ لَقَدْ آتَيْنا
--> ( 12 ) - تحدى يعنى دعوت كردن منكران به كارى كه از انجام آن ناتوان هستند و در قرآن كريم در چند مورد تحدى وجود دارد و يكى همين مورد مىباشد كه در آيه 11 سوره لقمان / 31 « هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ » آمده است . نه موجوداتى كه بهعنوان خدا مورد پرستش بتپرستان قرار گرفتهاند توان به وجود آوردن چيزى را دارند و نه پرستندگان آنها مىتوانند چيزى را نشان دهند كه آنها بوجود آوردهاند چنين چيزى وجود ندارد .