عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

87

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

باشد . بيهقى گويد خواسته است بگويد منشاء همه چيز از خداوند است ، يعنى از آفرينش ، و ابداع و اختراع خداست نخست آب را آفريد يا آب و هر چه را كه مىخواست از آفريدهء خود ، نه از اصل و مانند گذشته‌اش ، سپس خداوند آب را اصل آفرينشهاى بعدى قرار داد . اوست كه ابداع‌كننده و ايجادكننده است . خدا و آفريننده‌اى جز او ، نيست . و ديگران ( جميعا منه ) را « جميعا منّه » خوانده‌اند يعنى همه را از روى بخشش و كرم خود . چنين است اشارت آيهء « وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » و اين است آثار دانشمندان كه مىگويند : فضاى كيهانى آكنده از گازى است كه در آن پخش شده و حاوى ذرات بسيار از عناصر سنگين و به صورت ابرهاى خاكى است ، و همانطور كه ذرات آب در داخل ابر انباشته مىشود و منعقد مىگردد ، اين ذرّات نيز منعقد مىشود و به صورت مه غليظ درمىآيد . قاعدهء عمومى نزد علماى مسلمان اينست كه در هنگام ظن علمى ، به درجهء قطعى و يقينى برسند آنموقع است كه ظن دينى را كنار مىگذارند . و يقين علمى را ماخذ قرار مىدهند . در اين موضوع مسئله فرضيه‌اى ظنّى - نظريه - است . پس ، مىگوييم منظور از آب كه در آيهء قرآن آمده است همان آب معروف است و چيزى ديگر نيست . زيرا مفهوم لغوى تا هنگامى كه معناى حقيقى طور ديگر نباشد به همان مفهوم لغوى باقى مىماند . بيان آيه كه آسمانها و زمين و همهء كرات آسمانى و موجودات زمينى از آب پيدا شده است ، همان آب شناخته شده است . پس بايد معناى « عرش » را در اين آيه ( وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ ) ، بجوييم تا معنى درست درآيد . عرش در لغت داراى چند معنى است . جوهرى و ديگران مىگويند ، عرش تخت پادشاهان است . در تنزيل آمده است . « نَكِّرُوا لَها عَرْشَها » ( تخت او را انكار كردند . سورهء نحل آيهء 41 ) . « وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ » ( پدر و