عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

64

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

اساس متون شرع باشد اين حق همهء مردم است ، اعم از برده و بنده و آزاد و سياه و سپيد . افرادى كه احكام اسلام را مطالعه كنند مىبينند كه اين موضوع در نزد همهء مسلمانان متداول بوده است و در هيچ عصرى خلاف آن ديده نشده است . پيامبر عليه السلام با اينكه تنها كسى بود كه خدا او را تنها به تفسير « 1 » مراد كلام و بيان مقصود احكام خود تخصص داد « وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ » ( ما ذكر را براى تو فرو فرستاديم تا براى مردم آنچه را براى آنان فرود آمده است بيان كنى - سورهء نحل - آيهء 44 ) او خود براى خويش حق قانونگذارى قائل نبود ، بلكه كردار و گفتار كه مخصوص تشريع و احكام بوده از جانب خدا به صورت وحى به او نازل گرديده است . « وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » ( و او از روى هوا سخن نمىگويد بلكه آن ، جز وحى كه نازل شده است چيزى نيست - سورهء نجم - آيهء 3 - 4 ) اگر موضوعى روى مىداد كه در مورد آن وحى فرود نيامده بود ، رسول اكرم شخصا اجتهاد مىفرمود ، اگر اجتهاد او بر خلاف اولويت بود ، فورا وحى نازل مىشد ، مانند واقعهء اسراى « بدر » به او هشدار مىداد كه به حكم اولويت بازگردد . « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » « لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ . »

--> ( 1 ) - تفسير ، بيان معنايى است كه منظور كلام خداى تعالى باشد و مراد خداى را از كلام او سبحانه و تعالى جز خدا و رسول او از طريق وحى هيچ كس نمىداند اما تفسير علماء ، تأويل است نه تفسير ( م )