عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

6

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

« إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ » ( سورهء نحل - آيه 3 ) « إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » ( سورهء نحل - آيه 67 ) « إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ » ( سورهء نحل آيه 12 ) « إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » ( سوره روم آيه 24 ) « إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ » ( سوره جاثيه - آيه 3 ) « وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » ( سوره جاثيه 4 ) « إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ » ( سوره زمر - آيه 142 ) يا « لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ » « قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ » يا « أَ فَلا تَعْقِلُونَ » « لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ » « لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » و بارى پيوسته انسان را به نگريستن به طبيعت و انديشيدن دعوت مىكند و از اين راه بر دل و جان آدمى نور مىتاباند : « صورت ديوار و سقف هر مكان سايه انديشه معماردان » در مورد رستاخيز زندگان پس از مرگ ، كه انسان دليل بر عدم وقوع آن ندارد بلكه پيوسته از چنين رويدادى استبعاد مىكند ، قرآن كريم با بيانات گوناگونىها اين استبعاد را از ذهن ميراند « وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ ( فاطر - 9 ) هم آن‌سان كه زمين مرده زنده شد شما هم باز ميگرديد . نكتهء قابل گفتن اينكه ، ترديدى نيست كه هدف اعلاى پايه‌گذار بزرگوار اسلام ترويج و حفظ اين دين بوده است و همه عمر و وجود خويش را وقف اين منظور كرد . بنابراين ، اگر فرض شود كه قران وحى و كلام الهى نباشد پس ناچار موسس بزرگوار اسلام ( ص ) به صحت پيشگوئىها يا درستى مطالب طبيعى و علمى كه در قرآن آمده است كمال يقين را نميداشته است ، پس بيشك آن را صريحا نمىفرمود زيرا طبيعة مىانديشيد كه بسا كه دير و زود خلاف آن ثابت گردد و در نتيجه براى آن كتاب كه به عنوان دليل پيمبرى خويش و خدائى بودن دين اسلام ارائه داده است اعتبارى باقى نماند و دين محبوب او كه جان بر سر آن گذاشته است گرونده‌اى نداشته باشد . پس با علاقه مسلم و مفرط آن بزرگوار به اين دين ، مسلما پيشگوئىها يا مطالب مربوط به چگونگى طبيعت و مسائل علمى را اصولا مطرح نمىفرمود ، يا با قدرت شگفت‌آورى كه در سخن‌پردازى داشت مطلب را چند پهلو و با التباس بيان مىكرد بطورى كه همه شئون آن با مسلميات و دانش روز قابل تطبيق و احتمال باشد و جاى گريز باقى بماند .