عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

53

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

ثابت ، شبانه‌روز گرداگرد زمين مىچرخند . اين نظريه‌اى بود كه قرنهاى دراز مردم به آن معتقد بودند . بعدها « كپرنيك » ثابت كرد كه نظريهء بطلميوس و ارسطو اشتباه بوده است . « كپرنيك » پس از مطالعه‌هاى طولانى و مراقبت و رصد كردن ستارگان به اين نتيجه رسيد كه زمين مركز جهان نيست و گفت : آنچه مردم در حركت خورشيد و ماه و ستارگان از شرق به غرب در دور كره زمين به نظرشان مىرسد ، ناشى از گردش زمين پيرامون محور خويش است . زمين و ساير سيّاره‌ها و همهء ستاره‌ها پيرامون خورشيد مىچرخند . بعضى از فيلسوفان مانند فارابى و ابن سينا ، نظريهء ارسطو و بطلميوس را پذيرفته بودند و آن نظريه‌ها را يقين مىپنداشتند و مىكوشيدند آيات قرآن را آنچنان تفسير كنند كه با نظريه‌هاى مزبور منطبق باشد . علوم تجربى اثبات كرده است كه همهء اين گفته‌ها باطل است و هيچيك بر اساس صحيح استوار نيست و ازينرو نظريهء فلاسفهء يونان از ميان رفت . اما آيات قرآن كه علم يقين آنها را اثبات كرده است بر جاى خود باقى ماند . اگر به منابع شايعه‌هايى كه مىگويد : « دين با دانش معارض است » مراجعه كنيم ، ميبينيم اين گفته‌ها از طرف چهار گروه منشاء گرفته است : نخست : از طرف نادانانى كه مطالب علمى را از داستان تميز نمىدهند و بين آنها تفاوتى قايل نيستند و بر آنند كه همه آراء و نظريات حقايق علمى هستند ، و بيش از صاحب نظريه ، از آن دفاع مىكنند . معروفست كه دانش صحيح مانع آن است كه ظن و گمان در آن راه يابد . همچنين مانع فرض و تخمين است . دانش صحيح به ميزان اطلاعى كه از صحت يا بطلان يك نظريه دارد در مورد آن حكم مىكند . اگر دلايل و شواهد آن قطعى باشد ، آن را حقايق يقينى مىداند ، و اگر شواهد و دلايل در نفى و اثبات هر دو طرف آن مساوى باشد ، آنها را مسئله ظنى و نظرى مىداند به اين توضيح كه چنين نظريه‌هايى هنوز تحت مطالعه است