عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

182

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

8 - نيز بايد به آنان گفته شود . در اثر گرما و التهابى كه زمين داشت ، ميبايستى اجزاى آن به يكديگر آميخته ميشد زيرا فوران و جوششى كه از حرارت درونى آن ناشى مىگرديد همه چيز را زير و رو كرد وقتى زمين سرد شد و پوسته بست ميبينيم معادن آن از يكديگر جدا گشت يك جا آهن است و يك جا مس ، در يك جا ، طلا و در جائى نقره و سرب و در جائى ديگر قلع ، در نقطه ديگر چيزى ديگر قرار گرفته است پس چه كسى بين اين معادن جدايى افكنده است ؟ چرا بايد معادن آهن بيشتر از معادن طلا باشد ؟ 9 - نيز به آنان بايد گفت كه شما ميگوييد ، تمام كرات به صورت يك پارچه بود سپس از يكديگر جدا شد در موقع جدا شدن ، هر ستاره را چه چيز در جاى خود نگاهداشت ؟ در حالى كه كرات ديگرى در آن ميان نبوده كه اين كرات را مجبور به توقف و جذب شدن در يكديگر بنمايد تا توازن برقرار سازد و گردش آنها را به صورت منظم درآورد و مسافت بين آن را هم آهنگ سازد در حالى كه اين كرات در بزرگى و كوچكى و حركت محورى و دورانى و دورى و نزديكى به خورشيد ، با يكديگر متفاوتند ؟ در اجسام جدا فرض بر اينست كه يا هميشه سقوط كنند يا در اثر قانون جاذبه مبدء خود متصل شوند . با اينهمه شما ميگوييد در فضا كراتى وجود دارد كه از يكديگر جدا گرديده و سرگردان شده‌اند و مركزى ندارند كه بر گرد آن بچرخند همچنان در فضا سرگردانند آنها چرا نبايد مانند اجسام ديگر در سقوط ابدى باشند يا بر حسب قانون جاذبه به اصل خود به پيوندند چه چيز مانع از برخورد آنها با يكديگر است ؟ « 1 »

--> ( 1 ) - بعضى از اين انديشه‌ها از كتاب مشكلات علوم و دلايل احمد فوزى ساعاتى اقتباس شده است .