عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
14
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
جونده و معدهاى هضم كننده و قلبى دائم در حركت و خونى پيوسته در جريان ، و ريههايى پيوسته نفس كشنده و سلولهايى لاينقطع در حال از ميان رفتن و تكوين و بازسازندگى است . همهء اين كارها ، خود به خود انجام ميگيرد و شب و روز بىوقفه در كارند انسان از نظر معنوى و روحى شگفتانگيز است و خردى جالب دارد . روح او از اسرار خدايى است كه در جسم خاكى وى دميده شده و به او زندگى بخشيده است و از او آفرينشى ديگر ساخته است كه با ريشه خاكى او ارتباطى دور دارد . انسان كامل با شعور ، شيفتهء دانش و تشنهء معرفت است كه براى برترى مىشتابد و به كمال ، عشق مىورزد ، پيوسته مىانديشد و بر هر چيز نو آگاه مىگردد و از جستار نمىآرامد و از اكتشاف نمىماند ، دانشش حدى نمىشناسد ، گويى آفريده شده است تا دانشمند گردد . انسان داراى خردى روشن و نافذ است كه نيازمند درك و شيفتهء فهم است . هر چيز را كه فهميد ، طمع مىكند كه ماوراى آن را نيز بفهمد . او طالب فهم بيشتر و درك كردن مسايل با دل مواج و نفس عطشان است و روح فعّال او در پى كسب معرفت از پاى نمىنشيند و دوستدار اطلاع و آگاهى است . گويى نهايت روان و خرد او ، يافتن معرفت بىپايان و پىبردن به دانش نامحدود است . انسان بين ايندو ، داراى دلى سرشار از عاطفه و روحى خروشان از انفعالات است . او جامع اضداد مىباشد . در خشم شير ژيان است و در حال رضامندى كودكى بيگناه . اگر دوست بدارد ، مادرى است مهربان ، و اگر دشمن بدارد ، دشمنى است سرسخت . در عفت مانند فرشتهء آسمانى ، و چون به پستى گرايد حيوانى شهوانى است .