عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
133
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
جمع سنگوارههاى اين طبقات ، داستان پيدا شدن و تحول زندگى بدست مىآيد . عثمان پرسيد : معناى اين سنگوارهها چيست ؟ مادر بزرگ جواب داد : گياهان و حيوانات زمان قديم كه از آن صحبت كردم هنگاميكه صدها تن خاك روى آنها ريخت و بارانها كه از آسمان فرود آمد به زير خاك رسوخ كرد و آنها را پوشانيد به گازهايى تبديل شدند و جايشان خالى ماند در آنموقع باران اندكاندك زمين را به آن گودالها فرو برد و اين املاح مانند قالب گچگيرى مجسمهسازان متحجر شد . زمينشناسان در حفرياتى كه ايجاد كردند ، از روى آن پى بردند كه موجودات زنده همه از يك چيز ناشى شدهاند از اينرو گياهان و حيوانات را تحت صفتهاى مشابه ردهبندى كردند و از روى ردهبندى ، تيره آنها را معين نمودند و بالاخره آنها را به دو گروه گياه و حيوان تقسيم كردند كه به فرجام زندگى از آن دو بوجود آمده است . در تطبيق اين اصل به انسان فعلى ، بايد گفت تمام انسانها صرفنظر از رنگ پوست و تفاوت نژاد يا شكل جمجمه و طول قامت يا لغت مىتوانند با يكديگر وصلت كنند . نقطهء مشترك كه عبارت از وصلت انسانها با يكديگر باشد تمام اجزاى بشر را بهم ربط ميدهد و آنان را به يك گروه مىپيوندد و به يك گروه منسوب مىنمايد كه ، انسان عاقل نام دارد . انسانهاى دوران گذشته و انسان كنونى ، خانواده بشرى را تشكيل ميدهند . اين انسانها روابطى با موجودات ديگر دارند ، مثلا قدرت دستشان براى گرفتن يا قدرت چشمشان براى ديدن ، يا داشتن ناخن بجاى چنگال و نظائر آن نشان مىدهد اين خانواده به انسان و ميمونهاى بالاتر مانند نسناس شباهت دارد و همه از يك خانوادهاند كه نامشان خانواده اصلى يا گروه مادر است . اين تيره با تيرههاى ديگر نيز ارتباط دارند مانند