عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

129

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

بسيار قديم از كشور خورشيد گذر كرد . خورشيد گرماى وجود خود را به درون آن تافت و ستاره به او نزديك گرديد . در آن دو ، شهوت جاذبه به حركت درآمد و با اشتياق وحشيانه‌اى به يكديگر چسبيدند . در اثر برخورد آن دو ، اين برادران از جسم خورشيد جدا شدند و با ريسمان جاذبهء او ، پيرامون وى حلقه زدند و مانند كودكان بر دامن مادر آويختند . اين كار پس از جدا شدن پدر از مادر انجام گرفت كه در كشور خورشيد گريخت و اين خانواده را از خود باقى گذاشت . سپس زمانهاى بسيار گذشت ، زمين همچنان گردش خود را به دور خورشيد ادامه مىداد . بيش از 1500 ميليون سال از عمر زمين ميگذشت كه زمين مراحل تحول خود را ميگذرانيد تا بتواند از موجودات زنده‌اى كه در آن پيدا خواهد شد از گياهان و حيوانات و انسان پذيرايى كند . موجوداتى كه تنها زينت زمين نسبت به ساير برادران و خواهرانش بودند . زمين ، نخستين زندگى خود را به صورت يك قطعه آتش فروزان آغاز كرد . سپس تدريجا سرد شد و يك قشر نازك مانند پوست تخم مرغ رويش را گرفت ، سپس در درون آن فعل و انفعالات شديدى از حرارت درونى و سرماى برونى درگرفت ، تكانها و زلزله‌هاى شديد اتفاق افتاد . سوراخها و پستى و بلنديها در قشر زمين پيدا شد . سپس به نفس كشيدن بوسيله بخارهايى كه از آن برمىخاست مشغول گرديد . اين بخارها به صورت ابرهاى انبوه در آسمان و زمين پيدا شد و فضاى زمين را پوشانيد . ابرها مانند شترانى كه هنگام آب خوردن به يكديگر فشار مىآورند ، بهم فشار مىآوردند . و به صورت قطرات آب در آمدند كه بر زمين ريخت پس اين آبها در اثر گرماى سطح زمين مجددا بخار شد و به صورت ابر از نو تشكيل گرديد ، و آن ابرها باز به صورت باران بر زمين فرود آمد بطوريكه رطوبت باران مقدارى از حرارت قشر زمين را كاست ، و تقريبا آبها سطح زمين را