عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

124

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

مادر بزرگ گفت : آفرين ، اين عينا همان است كه پس از جدا شدن زمين از خورشيد بر سرزمين آمد . خورشيد يك كانون مذاب آتشين است . حرارت آتش آن به ما مىرسد . البته آن حرارت قسمتى كوچك از حرارت خورشيد است . با اينهمه تأثير بزرگى در زندگانى روى زمين دارد . خورشيد پيوسته فروزان است زيرا آتش از خودش است و مدتهاى زياد همچنان فروزان خواهد ماند . سپس دست او را گرفت و گفت بيا بيرون تا به تو چيزى نشان بدهم . هر دو بيرون آمدند . شبى تاريك بود . ستاره‌ها در آسمان مىدرخشيدند . پيرزن دست به آسمان برداشت و گفت مىبينى ؟ عثمان گفت ستارگان زيادى مىبينم . پيرزن گفت : منظورم همين است . پس به اتاق بازگشتند . عثمان حواسش در قصه متمركز بود و پدر و مادرش را فراموش كرده بود سپس در كنار بخارى نشستند و مادر بزرگ سخنان خود را دنبال كرد : عثمان ! ستارگان را در آسمان ديدى اما نمىدانى بيشتر اين ستارگان خورشيدهايى هستند مانند خورشيد ما ، يا سياراتى هستند مثل زمين . در بعضى از آن ستارگان موجودات زنده‌اى پيدا مىشوند . اما زندگى آنها با زندگى در روى زمين تفاوت دارد ليكن بايد بدانى كه سكنه يكى از ستارگان بر فرمانرواى خود طغيان كردند و در آنجا انقلابى روى داد . يكى از رهبران آنجا كه پيروان بسيار داشت عليه فرمانرواى ستاره قيام كرد اما شكست خورد . فرمانروا او را بازداشت كرد و ترسيد اگر او را بكشد ، پيروانش آشوب كنند . از اينرو او را به زمين ما تبعيد كرد . اين فرد ياغى در اثر تشعشع هستى بر