عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
104
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
قاصرند و اين كافى نيست كه ما بگوييم آسمانى وجود ندارد چون ما نيافتهايم . گذشتگان ، بسيارى از ستارگان را نمىشناختند . بعدها ديگران كشف كردند بسا كه در آينده چيزهايى كشف شود كه به خاطر معاصران خطور نمىكند . و همينطور كشف بشر ادامه خواهد داشت خدا مىفرمايد : « وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ » بالاتر از هر دانشمندى ، دانشمندترى وجود دارد . تا وقتى علم چيزى را نشناخته است ما به قرآن ايمان داريم و اگر روزى علم چيزى را ثابت كرد آن روز ما مطلبى را كه در قرآن آمده است ، تاويل خواهيم كرد . اما آنان از كجا به اين حقيقت خواهند رسيد ؟ دانشمندان متفقند كه مقابلهء دين و دانش در مورد داورى نسبت به اشياء در چهار چيز جريان دارد : 1 - چيزى كه دين و دانش هر دو ، آن را قطعى بدانند . 2 - چيزى كه دين و دانش هر دو آن را حدس بزنند . 3 - چيزى كه دين به آن قاطع باشد اما دانش آن را حدس بزند . 4 - چيزى كه دين حدس مىزند ولى دانش آن را اثبات كرده است . ما به قطعيت دين و دانش ايمان داريم زيرا قطعيت دين با قطعيت دانش تعارض ندارد زيرا نازل كننده قرآن واضع قوانين هستى است . معقول نيست بين گفتار و كردار حكيم تعارض باشد . به اين جهت هيچوقت تناقضى وجود نخواهد داشت . اما در مسايلى كه از نظر دين و دانش حدسى است ، در اين صورت ما به حدسيّات دين پاى بنديم تا موقعى كه حدسيّات دانش صورت يقينى به خود گيرد ما حدسيات دين را تاويل خواهيم كرد تا با قطعيات دانش هماهنگ شود زيرا هر امر حدسى به چند معنى قابل تاويل است و نبايد آن را به يك معنى دانست اگر نه ، ترجيح بلامرحج خواهد بود و در مواردى كه دانش يك امر قطعى را به ثبوت رسانيده باشد كه در دين سخنى از آن نرفته است ، در آنموقع به نظريهء عملى ايمان خواهيم آورد .