محمد باقر سعيدى روشن
83
علوم قرآن ( فارسى )
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ . « 1 » اين صراحت گوياى اين نكته است كه در هر موردى يك سبب طبيعى پنهانى مخصوص به خود نهفته است كه براى ما ناشناخته است ، ولى مقهور احاطه قيّومى خداوند است . اعجاز و قوانين تجربى و عقلى ممكن است اين پرسش مطرح شود كه مطالعات تجربى بشر و قوانين عقلى ، خبر از اين واقعيت انكار ناپذير مىدهند كه هر پديدهاى علتى هم سنخ با خود دارد كه تنها از همان طريق امكان تحقق دارد . البته گاه آن سبب به سادگى قابل شناسايى است و گاهى نيازمند تجربههاى علمى دقيق است ، لكن تحقق معجزه بدون وجود سبب تنها به استناد اراده خدا يا پيامبر هيچ تفسير علمى ندارد و مناقض با قانون عليت و سنخيت ميان علت و معلول است . در تبيين اين پرسش بايد دانست كه قرآن كريم صراحتا روابط طبيعى و علّى - معلولى موجودات عالم را مورد تأكيد قرار مىدهد ، در عين حال كه همه آنها را به خداوند نسبت مىدهد . مفاد جمعى اين دو دسته آيات آن است كه اسباب و علل موجود در عالم همه داراى تأثير واقعى مىباشند . ليكن پرتو افشانى همه وابسته به ارادهء خداست . مؤثر « حقيقى و استقلالى » فقط الله است و ديگران اصل وجود و نيز نقش آفرينى خويش را از خداوند اخذ كرده ، همواره تحت تصرف اويند : أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ « 2 » ، قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ « 3 » ، وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . « 4 » از اين روى قانون سنخيت ميان علت و معلول يك قانون عقلى استثنا ناپذير است ، همانطور كه تجارب علمى بشر نيز گواه آن است . ليكن مفاد اين قانون هرگز
--> ( 1 ) يوسف / 21 . ( 2 ) اعراف / 54 . ( 3 ) نساء / 77 . ( 4 ) فتح / 14 .