محمد باقر سعيدى روشن
81
علوم قرآن ( فارسى )
محتواى معارف خود را معلوم بدارند و يا اصولى را كه از طريق عقل قابل تبيين است به وسيله معجزه به مردم بقبولانند . آنان در مواجهه با مردم كه تلقى وحى از غيب را ناشدنى مىشمردند و از ايشان مىطلبيدند كه اگر در اين دعوى صادقند ، آنان را با حقيقت وحى ارتباط دهند و يا نشان ديگرى ارائه كنند كه با مشاهدهء آن متقاعد گردند . در پى چنين درخواستى بود كه پيامبران معجزههاى مناسبى مىآوردند و ارتباط خويش را با جهان فرا طبيعت اثبات مىكردند . « 1 » قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ . قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ . « 2 » معجزه اثبات نبوت نه خدا برخى از انديشمندان غربى پنداشتهاند كه مفاد معجزات اثبات وجود خداست . با توجه به اين برداشت در صدد تبيين نارسايى اين برهان برآمدهاند . پيشتر اشاره گرديد كه هدف اعجاز اثبات رسالت و نبوت است و نه اثبات وجود خدا كه دلايل خاص خود را دارد . البته واضح است كه پيامبران عامل مباشر و سبب قريب انجام معجزات مىباشند ، و به حسب توحيد افعالى آفرينش همه پديدههاى عالم و از جمله معجزات پيامبران با حفظ استناد به اسباب طبيعى خويش در سطحى عالىتر معلول خواست و مشيت خداوند است . در نتيجه اين آثار نيز همانند ساير نمودهاى جهان هستى آيت و نشان ذات بارى مىباشند . وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ . . . « 3 »
--> ( 1 ) ر . ك : الميزان 1 / 82 . ( 2 ) ابراهيم / 9 - 11 . ( 3 ) مؤمن / 78 .